خانه> مشاوره و تربيتي>49

0
//

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بسم الله الرحمن الرحيم

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
آخرين خبرها
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ

جستجو







 

 

بورس مقالات

1- پيامدهاي خودارضايي و مب... ( 26232 )

2- ابراز محبت دختر به پسر ( 20370 )

3- درمان خود ارضايي با عزم... ( 19949 )

4- رابطه دختر و پسر ( 17664 )

5- احضار روح با نعلبكي ( 13687 )

6- ماجراي دختران و پسران ع... ( 12316 )

7- شيوه هاي همسريابي ( 12039 )

8- گناهان كبيره ( 11816 )

9- چشم چراني، آثار و راهكا... ( 11569 )

10- تقويت اراده در انجام بر... ( 10246 )

11- چگونه از ياران امام زما... ( 9866 )

12- نقش قرآن در زندگي بشري ( 9624 )

13- چه كنم گناه نكنم؟! ( 9332 )

14- شوخي هاي پيامبر ( 8966 )

15- چرا فقط بي حجابي! ... ( 8955 )

16- ايميل هايي از شيطان ( 8862 )

17- هولوكاست چيست؟ ( 8727 )

18- اخلاق پيامبر (4) - نظاف... ( 8677 )

19- گرايش دختران آمريكايي ب... ( 8592 )

20- اگه روسري خود را برندار... ( 8524 )

21- چگونه با تقوي شوم ( 8497 )

22- اثر بيدار ماندن بين طلو... ( 8091 )

23- جايگاه و ارزش نماز از ز... ( 7594 )

24- تا باشگاه هسته اي ( 7543 )

25- اخلاق پيامبر(2)- معيشت ... ( 7141 )

26- اخلاق پيامبر - توصيف آف... ( 7023 )

27- موي بلند و وضو ( 7000 )

28- همه شرايط وضو ( 6897 )

29- مصحف فاطمه (س) ( 6784 )

30- كاريكاتورها و حقوق بشر ( 6736 )

31- 100 خاطره از شهيد چمران... ( 6637 )

32- خاطره اي جالب از زبان م... ( 6628 )

33- پروانه تو هستم برادر ( 6599 )

34- گل حجاب، عطر عفاف ... ( 6566 )

35- اخلاق پيامبر (3) - تجمل... ( 6502 )

36- چرا جنگ را ادامه داديم ... ( 6426 )

37- امام خميني(ره) و غرب ... ( 6347 )

38- شهيده ولايت ... ( 6278 )

39- حزب الله لبنان و مقابله... ( 6106 )

40- آخرين دولت ( 6089 )


ابراز محبت دختر به پسر بازديد: 20370



سوال: اگر دختر، پسري را دوست داشته باشد چگونه محبت خود را به او تفهيم کند که براي پسر سوء تفاهم هم نشود؟
    
صرف نظر از اين كه چگونه اين دوستي و محبت به وجود آمده و چرا شكل گرفته كه نقش زيادي در پاسخ به اين سؤال دارد و در جاي خود بايد به طور مفصل و مشروح به آن پرداخت، انگيزه اظهار و بروز اين محبت به طرف مقابل از اهميت زيادي برخوردار است و چگونگي پاسخ را معين مي كند و شايد بتوان گفت اهميت، هدف و انگيزة اظهار محبت باطني از اهميت چگونگي شكل گيري محبت قلبي بيشتر است . در هر صورت سوال پرسشگر آن است که محبت قلبي بوجود آمده را چگونه مي توان به ديگري تفهيم كرد و آيا اصولا صحيح و معقول و پسنديده است دوستي باطني خود را به طرف مقابل (كه از جنس مخالف است) تفهيم كنيم و آيا پي آمدها و عوارضي به دنبال نخواهد داشت؟ به هر حال دو انگيزه يا هدف براي چنين اظهار محبتي مي توان تصور كرد:
1. اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور ايجاد روابط دوستانه و صميمانه و استمرار آن براي مدت زماني خاص در جهت پاسخ به احساس نياز رواني خود (يعني نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن).
2. اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور آشنايي با يكديگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج.
البته مي توان انگيزه هاي ديگري را نيز براي ايجاد و اظهار محبت بين دو طرف فرض نمود ولي در چنين موقعيت هايي و اين گونه اظهار محبت ها معمولاً جوان به دنبال يكي از دو امر است يعني يا خود داشتن رابطه دوستانه و اظهار علاقه و محبت به ديگري هدف است و يا اظهار محبت و دوستي مقدمه جلب نظر طرف مقابل براي ازدواج و تشكيل زندگي مشترك.
حال بايد ديد كدام يك از دو صورت فوق را مي توان پذيرفت و بر آن مهر تأييد زد.

صورت اول:
    
شكي نيست كه انسان داراي نيازهاي مختلف زيستي، اجتماعي، عاطفي و شناختي است. نياز به خوردن و آشاميدن دارد نيازمند ارتباط و تعامل با ديگران است، در پي پاسخ دادن به سؤال هاي شناختي خود است و بالاخره نيازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخي روان شناسان با انواع نيازهاي مختلف انسان و سطح بندي آن، بر اهميت نيازهاي عاطفي در دوران نوجواني و جواني و لزوم تأمين آن توسط گروه همسالان تأكيد مي ورزند. و معتقدند اين نياز يكي از نيازهاي عالي انسان است و همسالان با ايجاد ارتباط مثبت عاطفي مي توانند به تأمين آن بپردازند. اما آن چه در ايجاد رابطه دوستي و اظهار محبت به ديگري از اهميت زيادي برخوردار است آن است كه به چه كسي و تا چه محدوده اي اين كار انجام گيرد كه هم آن نياز عاطفي پاسخ داده شود و هم عوارض و پيامدهاي منفي نداشته باشد و به عبارت ديگر به چه هزينه اي مي خواهيم اين نياز را تأمين و ارضاء كنيم. همان طور كه در تأمين ديگر نيازهاي زيستي، اجتماعي و شناختي به اين چگونگي توجه مي شود مثلا براي تأمين نيازهاي فيزيولوژيك و زيستي خود دست به هر اقدامي نمي زنيم و با هر چه جلوي ما قرار گرفت استفاده نمي كنيم بلكه سعي مي كنيم گزينش كرده آن هم گزينش عقلاني و طبق معيارهاي صحيح و آن چه تناسب بيشتري با وضعيت جسماني ما داشته باشد بهره مي گيريم با هر گونه احتمال ضرري در تصميم گيري خود تجديد نظر كرده و از لذت لحظه اي و كوتاه مدت آن مي گذريم.
     بنابراين چه خوب و شايسته است همين مکانيزم را در مورد اين نياز همچون نيازهاي زيستي به كار ببريم يعني آنچه تناسب بهتر و بيشتري با كل شخصيت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است يا متضاد و معارض با ويژگي اصلي انسان است و سلامت روحي و رواني انسان را تهديد مي كند به كناري گذاشته و از آن دوري كنيم. شكي نيست چنين گزينش عقلاني و مبتني بر نداي حقيقت ياب درون، نيازمند شناخت كافي و تحمل در برابر خواست هاي موقت بعد غير حقيقي انسان است. اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه اظهار محبت به جنس مخالف چه پيامدهايي به دنبال دارد.

الف: زياده طلبي
    
شايد بتوان گفت زياده خواهي انسان مورد اتفاق نظر دانشمندان علوم مختلف باشد. كمال طلبي انسان در هر بعدي از ابعاد جسماني و رواني زبان زد همگان است. اگر فردي در پي علم و دانشي باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هيچ گاه دست از كنجكاوي و دانش جويي خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسين لحظات زندگي بگويد دانستن بهتر از ندانستن است و در پي كشف مجهول خود خواهد بود. فرد ديگري كه در پي کسب قدرت و سلطه بر ديگران باشد اگر بر تمام كره خاكي سلطه يابد، آن را كم و اندك مي پندارد و حكومت بر ديگر كرات را خواهان است و همينطور كسي كه خواهان ثروت و ثروت اندوزي است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد باز هم در پي مال و ثروت بيشتر است و ... خلاصه در تمام زمينه ها اين كمال خواهي ظهور و بروز دارد و با اندك تأملي در رفتار خود و ديگران مي توان اين صفت را كشف و مشاهده كرد. مطلب فوق را با نقل حكايتي از قول استادم حضرت آيت الله سبحاني در كلاس درس پي مي گيرم. ايشان فرمودند: روزي در محضر استاد خود حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) نشسته بوديم كه گفتند يكي از پزشكان تركيه خواستار ملاقات با مرجع جهان شيعه است. وي وارد اتاق شدند و عده اي از علما و شاگردان آيت الله بروجردي از جمله مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جلسه حضور داشتند. آن پزشك هدف از ملاقات خود را تقاضاي مقاله اي علمي درباره علت و يا علل تحريم شراب از نظر فقه شيعه و ارائه آن در همايشي كه به همين منظور در تركيه برگزار مي شود، مطرح كرد. قرار شد مقاله اي در اين زمينه توسط علامه طباطبايي نوشته شود و براي آن همايش بين المللي ارسال گردد. نماينده همايش دوست داشت سؤالي را مطرح كرده و مستقيما حضرت آيت الله بروجردي پاسخ دهند. سؤال اين بود كه چرا اسلام نوشيدن شراب را حرام كرده است. آن مرجع بزرگ نكتة زيبا، دقيق و مهمي را در پاسخ به وي عنوان كردند و اظهار داشتند حقيقت انسان را عقل و قدرت انديشه و تفكر وي تشكيل مي دهد و اگر عقل انسان نبود با ديگر موجودات زنده چه تفاوتي داشت؟! پس در حفظ آن بايد كوشا بود و آن چه با اين بعد وجودي تعارض و تنافي دارد بايد به مقابله برخاست. يكي از اموري كه در تضاد شديد با قوه عقل انسان است نوشيدن شراب است. همان طور كه پزشكان نيز اين مطلب را تأييد كرده اند و بر آن صحه مي گذارند. و چه بسا با اندك دقتي بتوان اين تأثير مخرب را در برخي افراد بخصوص در بعضي جوامع به خوبي مشاهده كرد. بنابراين چون شراب عقل را از بين مي برد و حقيقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع كرده است. آن پزشك به دنبال اين پاسخ سؤال ديگري مطرح كرد كه بله درست است كه نوشيدن زياد شراب باعث از بين رفتن قوه تعقل انسان است و حقيقت انسان زير سؤال مي رود ولي اگر كسي به مقدار كمي از اين نوع مايعات بنوشد نمي توان گفت چنين تأثيري را دارد. چرا اسلام آن مقدار اندك را نيز ممنوع كرده و نوشيدن آن را غيرمجاز مي داند. در اين جا آيت الله بروجردي به نكته ظريف و بسيار دقيقي اشاره کردند و فرمودند چون انسان كمال طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمي كند و اگر مجاز شمرده شود بر اساس كمال خواهي اش، روز به روز و به تدريج بر خواسته خود مي افزايد و چه بسا به جايي برسد كه خودش هم فكرش را نمي كرد. به همين جهت است كه از همان ابتدا حتي مقدار اندك را ممنوع كرده است. و به عنوان يك قانون قطعي و دقيق براي تمام افراد چه با اراده و چه كم اراده به اجزا گذاشته مي شود و چون اين ويژگي يعني كمال طلبي در ديگر ابعاد و زمينه ها جاري است ديگر قوانين ومقررات و دستورالعمل هاي صادره از طرف قانون گذار هستي چه بسا بر اساس همين نكته شكل گرفته و آنجا كه ممكن است زياده طلبي باعث حريم شكني شود و به تدريج در وادي هولناك و خطرات جاني و روحي قرار گيرد، با جديت و قاطعيت آن را نهي مي كند. اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همين موارد است، با يك سلام و احوالپرسي ساده و مختصر آغاز مي شود و يا به انگيزه اهداف آموزشي و غيره شروع مي شود ولي به تدريج نوع رابطه و گفتگو تغيير پيدا كرده و به ميزان و كميت آن نيز افزوده مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه تمام انرژي عاطفي خود را مي خواهد در همين گفتگوها و ارتباط ها هزينه كند و هرگز به همان حداقل كه در روزهاي اول داشته، اكتفا نمي كند و بر همين اساس است كه از همان آغاز بايد از ايجاد ارتباط عاطفي و مبتني بر احساسات اجتناب كرد.
     بنابراين ما براي اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمي را به دنبال نداشته باشد) دليل موجه و قابل قبولي را نمي شناسيم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار مي شود و به تدريج در گردونه اي وارد مي شوند كه چه بسا هيچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه اي كه گاهي رهايي از آن مستلزم هزينه كردن تمام انرژي رواني، جسماني فرد و قرار گرفتن در بن بست شديد است. لازم به ذكر است اين سخن يك ادعاي صرف و بدون پشتوانه و دليل نيست اين مركز مشاوره كه دهها مركز مشاوره در سطح دانشگاه هاست روزي نيست كه نامه از جوانان عزيزي كه در چنين دامي قرار گرفته اند دريافت نكنيم. تأكيد مي شود جالب آن است که تقاضاي كمك و فريادرسي از افرادي است كه معمولاً در ابتداي كار به خود مطمئن بوده اند و تصميم جدي شان آن بوده كه وارد ارتباط احساسي و غير معقول و از نظر اخلاقي غير صحيح نشوند و صرفا مي خواستند در حد ارتباط عادي و يا به قول شما يك سلام و عليكم و يا اظهار محبت باطني به طرف مقابل و نه بيشتر انجام گيرد. چه خوب است عين جملاتي از چنين افرادي را برايتان بازگو كنيم:
     «دختري 19 ساله ام ... تا قبل از ورود به دانشگاه با هيچ پسري ارتباط نداشته ام ... خودم در اقوام و فاميل از ماجراهاي دوست هاي خياباني كاملا خبر داشتم و هميشه مواظب بودم ... كم كم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسي با آنها برايم عادي شد آنها هم به ما سلام مي كردند ... مدتي بعد سلام كردن به پسرها هم شروع شد ... تا اين كه روزي يكي از آنها گفت: ببخشيد مدتي است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلي خوشم آمده اگر لطف كنيد مدتي با هم دوست باشيم ... حالم خيلي خراب شد ... حدود 3 ساعت فقط گريه مي كردم و افسوس مي خورم كه ... ».
دانشجوي پسري هم براي ما چنين نوشته است:
     «يك روز كه براي درس خواندن به پارك رفته بودم و قدم زدن هاي دختر و پسرهاي جوان دو به دو با هم توجه ام را جلب كرد و حواسم حسابي پرت شد. ناگهان تصميم گرفتم ... تصميم تازه اي گرفته بودم تصميمي كه از آن هراس داشتم و بيش تر از همه مي ترسيدم كه به خطا و گناه افتاده باشم ... چند هفته اي بود كه حتما يك كلمه هم درس نخوانده بودم، بي انگيزه و بي حوصله شده بودم ... تا اين كه تصميم خود را عملي كردم و اكنون چند ماهي است كه با دختري رابطه تلفني دارم ... شرايط بد گذشته ام جاي خود را به شرائط بدتر امروز داده، زندگي آرامش قبلي را ندارد و نمي دانم اين وضع تا كجا مي خواهد ادامه يابد ... اين دختر اكنون ظاهرا جاي خالي همه چيز و همه كس را برايم پر كرده اما چه فايده كه در زندگي بيرون و واقعي من هيچ جايي براي او نيست مي ترسم كه به آلودگي و ناپاكي بيشتر كشيده شوم و كم كم به سوي لجنزار گناه كشيده و غرق شوم».

ب. وابستگي
    
با شكل گيري روابط عاطفي بين دختر و پسر و افزايش تدريجي آن، زمينه وابستگي آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم مي شود. از آنجا كه نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جواني به اوج خود مي رسد و فضاي نسبتا مناسبي براي ارضاء اين نياز (هر چند به طور غير صحيح آن) در محيط آموزشي و دانشگاهي معمولاً وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در اين كانال قرار مي گيرند و هوشيارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشيار و به عبارتي به طور غافلانه اي گرفتار چنين گردابي مي شوند و آن را با عنوان هاي عرف پسند و موجه پوشش مي دهند و باطن غير موجه آن را با پوشش هاي ظاهري نيكو و پسنديده جلوه گر مي نمايند.
     علاقه ابتدايي شدت يافته و علي رغم تصميم اوليه دو طرف يا يكي از آنها، كم كم به وابستگي به يكديگر تبديل مي شود. اين وابستگي (در بسياري موارد اگر نگوئيم در تمام موارد) آفت بزرگي براي تمركز حواس، تحصيل و تفكر عميق در امور درسي آنها مي شود به گونه اي كه گاهي مطالعه و حضور در كلاس درس را غير ممكن مي سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتي در كلاس درس در فكر طرف مقابل است. اين سخن ادعاي بدون پشتوانه نيست و اگر به نوشته هاي چنين افرادي مراجعه كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.
     علاوه بر اين وابستگي به وجود آمده مانع گزينش صحيح و دقيق براي شريك آينده زندگي مي شود و از آنجا كه به فردي خاص وابسته شده، تمام نيكي ها، خوبي ها، زيبايي ها و ... در فرد مورد علاقة خود مي بيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالي طرف مقابل را ندارد زيرا از روي علاقه و از پشت عينك وابستگي به طرف مقابل نگاه مي كند نه با نگاه خريدار و نه با نگاه نقادانه و بررسي كننده اي كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوي حقيقت بين مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
     از طرف ديگر اگر كسي بخواهد با فردي فقط براي مدتي دوست باشد و به اواظهار محبت كند (نه دراز مدت) مطمئنا با اين وابستگي به وجود آمده (پس از آن مدت كوتاه يا طولاني) امكان جدا شدن از يكديگر از نظر رواني بسيار سخت و مشكل آفرين است و معمولاً در چنين مواقعي بسياري از جوانان به افسردگي هاي شديد و در مواردي نااميدي كامل از جهان و ادامه هستي دچار مي شوند و احساس مي كنند نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت زيرا از طرفي مي خواهند اين ارتباط دوستانه را كه به وابستگي شديد منجر شده، ادامه دهند و از طرف ديگر باور دارند نمي توانند همديگر را به عنوان شريك زندگي خود انتخاب كنند. اين امر گاهي به خاطر ويژگي هاي شخصي شان است و گاهي به خاطر عوامل خانوادگي ، اقتصادي و غيره مثل عدم توافق خانواده ها و نظير آن است و يا به هر دليل ديگر مطمئن مي شوند براي زندگي مشترك با همديگر تناسبي ندارند. اينجاست كه دچار تنش مي شوند و در يك بن بست سخت و شديد گرفتار مي شوند. شكي نيست اين نكته نيز از پشتوانه هاي عيني و تجربه هاي نوشته شده دانشجويان فراواني برخوردار است.

ج. احساس گناه
    
شكي نيست كه ما در جامعه ديني زندگي مي كنيم و اكثريت مردم (اگر نگوئيم همه) از آموزه هاي ديني و اخلاقي متأثر هستند و به آنها احترام مي گذارند. گرچه ممكن است هر فردي سال هاي اول زندگي و نسبت به برخي از دستورالعمل هاي اطلاع دقيقي نداشته باشد ولي به طور ناخود آگاه و به تدريج به بسياري از هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه ديني آگاهي پيدا مي كند (البته اگر نگوئيم قبلا به بسياري از آنها اشراف داريم ولي به خاطر غفلتي كه داريم يا تغافلي كه مي كنيم آنها را زير پا نهاده و به آنها كم توجهي يا بي توجهي مي كنيم) اظهار محبت و طرح رابطه دوستي با جنس مخالف از جمله رفتارهايي است كه جامعه ديني و ارزشي آن را نمي پسندد و به آن خرده مي گيرد و اگر اندك دقتي به متون ديني و فرمايشات رهبران ديني صورت گيرد روشن مي شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانيني خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدوديت (آن گونه كه در جوامع غير ديني شيوع دارد و به عنوان يك ارزش تلقي مي شود) نيست بلكه نگاه اسلام به اين گونه ارتباط ها منفي است و همه را (بخصوص جواناني كه در اوج غريزه جنسي هستند) را از ايجاد ارتباط عاطفي و احساسي با جنس مخالف باز داشته و نهي كرده است.
     حال اگر به هر دليلي (عدم آگاهي، غفلت يا تغافل) در دوره جواني فردي مرتكب چنين رفتاري شد مدت زمان زيادي نمي گذرد كه جوان به خود مي آيد و به گذشته خود مي انديشد و رفتارهاي خود را با ملاك ها و معيارهاي اخلاقي و شرعي مقايسه كرده و آنها را محك مي زند و يا با قرار گرفتن در موقعيت ها و شرائط زماني و مكاني معنوي (كه كم هم رخ نمي دهد بلكه بسيار زياد است) دچار پشيماني شده و اگر نتواند به درستي از اين فضاي رواني خارج شود به احساس گناه منفي تبديل شده و اين احساس گناه منشأ بسياري از ناگواري هاي روحي و رواني مي شود. لازم به ذكر است تجديد نظر نسبت به اعمال غيرمعقول و غير مشروع گذشته و پشيمان شدن از آنها و تصميم بر ترك گرفتن امري مقبول و شايسته بلكه لازم و ضروري است و آن چه به عنوان يك پيامد منفي در اين جا از آن ياد مي شود آن احساس گناه شديد و منفي اي است که بر فضاي فكري فرد حاكم شده و توان خارج شدن از آن را در خود احساس نمي كند و همراه با يأس و نااميدي مطلق است و توان حركت به سوي اصلاح و تغيير رفتار و مسير زندگي را از دست مي دهد. نكته قابل توجه در پايان اين بخش آن است كه آسيب پذيري جواناني كه به ارزش هاي ديني و اخلاقي احترام مي گذارند و به آنها پاي بند هستند بيشتر است و به خاطر آشنايي بيشتري كه با دستورالعمل هاي ديني و اخلاقي دارند بيشتر در معرض احساس گناه شديد و پيامدهاي منفي آن قرار مي گيرند.

صورت دوم:
    
آن چه بيان شد برخي پيامدها و عوارضي است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف به منظور داشتن رابطه دوستانه و صميمانه شكل مي گيرد اكنون به سراغ صورت دوم يعني اظهار محبت به جنس مخالف به منظور آشنايي و فراهم كردن مقدمات ازدواج انجام گيرد.
     به نظر مي رسد يكي از پيش نيازهاي ضروري ازدواج آشنايي دو طرف از ويژگي هاي رفتاري، شخصيتي، اخلاقي و خانوادگي، اقتصادي، اجتماعي و ... يكديگر است و هر دو طرف با دقت و حساسيت زياد و با استفاده از راه هاي مختلف تحقيق و بررسي بايد به اطمينان دست يابند كه مي توانند با آغاز زندگي مشتركشان به آرامش رسيده و عامل رشد و بالندگي و كمال يكديگر مي شوند. به عبارت ديگر از طريق همين آگاهي هاي واقع بينانه؛ دو طرف در خواهند يافت كه آيا با يكديگر تناسبي دارند يا نه؟ و به قول معروف بي گدار به آب نمي زنند و از نقاط ضعف و قوت همديگر اطلاع پيدا مي كنند. ازدواج نقطه عطف زندگي هر فردي است كه بخش اعظم زندگي معمولاً از زمان پيمان زناشويي آغاز مي شود و پايه هاي زندگي مشترك را با اين عقد و پيمان پايه ريزي مي كنند و دورنماي زندگي مشترك و آينده طولاني ترسيم مي شود. به همين جهت است كه موفقيت و شكست در اين مرحله اگر نگوئيم مساوي با موفقيت و شكست در تمام طول عمر است حداقل مي توان گفت نقش حياتي و بسيار اساسي در آن دارد.
    ولي نكته قابل توجه اين است كه چگونه و طبق چه مكانيزمي دو طرف به اين هدف دسترسي پيدا كنند و ايا مي توان با ايجاد رابطه عاطفي و به قول سؤال كننده با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه اي كه سوء تفاهم هم نشود به اين هدف دست يافت و زمينه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در اين ارتباط ها به روحيات و ويژگي هاي اخلاقي و خانوادگي و ... همديگر پي برد؟ ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقديم بيشتر ارتباط هايي كه با همين قصد و نيت موجه و معقول شكل مي گيرد مبنايي و يا انگيزه ديگري غير از آن چه به زبان جاري مي كنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضاي آشنايي با يكديگر قبل از ازدواج. صرفا پوشش به ظاهر مقبولي است که فرد بدين وسيله مي خواهد دليل موجه و معقولانه اي براي ارتباط هاي عاطفي و اظهار محبت هاي غير مجازشان قرار دهد و توجيهي براي آن باشد. لازم به ذكر است برخي افراد با طراحي از قبل و از روي عمد و با چنين ترفندي و با مخفي كردن انگيزه هاي شيطاني خود، در پي صيد و به دام انداختن افراد ساده دل و خوش بين هستند و به دروغ اين انگيزه موجه را مطرح مي كنند تا نيازهاي جنسي خود را تأمين كنند و در واقع اين گونه افراد عالما و عامداً طرف مقابل را قرباني غريزه جنسي و خودخواهي هاي شهواني شان قرار مي دهند. شكي نيست عده اي ديگر نيز هستند كه به طور ناهشيار گرفتار چنين دامي مي شوند و هر چند واقعا هيچ كدام از دو طرف قصد سوء و يا سوء استفاده از سادگي و يا ناآگاهي طرف مقابل ندارد. ولي چون غريزه جنسي انسان بخصوص در دوران جواني بسيار قوي و شديد است و از طرف ديگر حيله هاي شيطاني نيز دراين مورد بسيار پيچيده ، مرموز و متعدد است با طرح انگيزه هاي معقول و موجه به طور ناهوشيار وارد چنين صحنه خطرناكي مي شود و به گمان اين كه هدف مقدس و معقولي دارند اين گونه ارتباط ها قبل از ازدواج مشكلي را ايجاد نمي كند و يا حداقل تا اين اندازه مجاز و گاهي لازم و ضروري است و خلاصه با توجه به ويژگي غفلت از راه غيرمعقول و خطرناكي مي خواهد به هدف پسنديده خود دست يابد.
با ايجاد چنين ارتباطي به هر شكل كه متصور است (مكاتبه اي، تلفني، حضوري و ... ) و شكل گيري علاقه اوليه بين دو طرف امكان تحقيق و بررسي واقع بينانه را به تدريج كاهش داده و بيشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقيقي که بايد واقع بينانه و دور از هر گونه سو گيري باشد دچار سوگيري و يا تعصب خواهد شد. و شما خوب مي دانيد که هر تحقيق علمي و واقع بينانه اي بايد از هرگونه تعصب و سوگيري به دور باشد تا درجه واقع نمايي آن بيشتر و ارزش علمي و عملي پيدا كند.
     همان طور که گفته شد حب الشي يعمي و يصم يعني وقتي علاقه و محبت چيزي در قلب فرد جاي گرفت او را نسبت به واقعيات کور و کر مي کند و ديگر نمي تواند نقاط منفي و ضعف آن را ببيند و حتي بشنود و آنچه مي بيند و مي شنود به خوبي و نيکي ياد و ارزيابي مي کند حتي نقاط ضعف را نقاط قوت تلقي مي شود . خلاصه آنکه براي چنين امر مهم و حياتي بايد ابتدا به تحقيق و بررسي پرداخت و سپس در صورت داشتن قابليت ها و صلاحيت ها در فکر ايجاد علاقه بود نه آنکه با عينک محبت و علاقه به بررسي اوضاع و احوال ويژگي هاي وي اقدام نمود . بنابر اين بايد گفت آن عشق و علاقه اي باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگي مي شود كه پس از پيمان زناشويي و تعهد به زندگي مشترك ايجاد شود که بايد به گسترش و تعميق آن پرداخته شود نه آن عشق و علاقه اي كه قبل از ازدواج به فردي كه هنوز آگاهي و آشنايي كافي نيست به آن پيدا نشده و کاملا ً سطحي است .
     بنا بر اين اميد است با دقت هرچه تمام تر در رشد و بالندگي اين دورة بسيار حساس و سرنوشت ساز _ دوره نوجواني که اوج تحرک و نيروهاي جسماني و رواني است _ تلاش کرد و از هر گونه کجروي و کج انديشي خود را حفظ کرد و سنگ بناي زندگي آينده را بر پايه هاي سست و مخرب قرار نداد.



نظر شما راجع به اين مقاله

         حميد : مطلب خوبي است ولي فكر مي كنم سوال، جواب ديگري مي خواهد. دختري كه مي خواهد چنين محبتي را به پسر ابراز كند، قصد ازدواج با او را دارد و مي خواهد بداند كه چگونه مي تواند اين مطلب را بيان كند تا مبادا پسر مورد علاقه اگر بخواهد به فكر ازدواج با اين دختر بيفتد، در مورد او قضاوت ديگري نداشته باشد و با خود نگويد كه اگر او دختر خوبي است پس چرا خود اظهار علاقه كرده است.
       علی : تا اونجا که یادم هست آقای قرائتی گفته بود: حضرت علی علیه السلام به دختران جوان سلام نمی کرد. نمی دونم دارم گیج میشم! آخه اگه ما هم اینجوری باشیم که همین میشه که من هستم. تا یه دختر محل بهم میزاره دیوونه میشم!
       امین : موافق هستم که دختر ها و پسرهایی که به قصد ازدواج به هم فکر میکنند باید به جای اظهار محبّت صرف ، به بیان خصوصیات اخلاقی که منجر به شناخت عاقلانه می شوند بپردازند . و همانطور که آقا می گن : (نقل به مضمون میکنم) شناخت بر پسند ارجحیّت دارد
       ابراهيم فيضي : با توجه به صحبت هاي شما راه اشنايي با جنس مخالف براي كسي كه قصد ازدواج دارد را بيان كنيد.متشكرم
       سمانهi : به نظر من این مطلب نمیتواند درجواب سوال باشد ولی در کل مطلب خوبی است
       s.p : به نظر من رابطه دخترو پسر هیچ مشکلی نداره اگر ندید بدید نباشن مشکلی پیش نمی یاد.و این تقصیر خانواده هاست که چشم . گوش بچه ها رو می بندن یا خیلی باز می کنن و اون وقته که تا به یکی می رسه....... آگاهی دادن با آزادی مسیر درستیه.
       طوفان : وقت خوندن کامل نداشتم . ولی بنظر در کل بد نیست
       شیدا خانم : مطلب خوبی بود
       علی.م : .نیاز امروز نجوانان طرح همچین مباحثی است.متشکریمali
       سید عباس جبرئیل : باید در اینجا مطلبی ذکر شد که در بعضی از موارد احساس گناهی وجود ندارد چون این ما هستیم که با گناه قاطی میکنیم و این بر میگردد به مریض بودن انسان از نظر فکری چون هر کس که بخولهد دوست داشته باشد این اجازه دارد به شرطی که با گنا ه قاطی نکند و برای خود مرض تعیین کند.
       مجتبی : به نظر من مطالب جالبی هستند ولی یه سوال؟ آقا جون من مطلب اول شما رو قبول دارم.ولی یه راهکار درست و معقولانه ارئه کنید برای خارج شدن از این مخمصه بدون تلفات یا حداقل تلفات . ممنون میشم
       sang_e_sabure99@yahoo.com : خوب بود ولي اگر مختصرمي نوشتيد فکر کنم مفيد تر واقع مي شد چون با اين همه مطلب زياد کسي مطلب را کامل نميخونه.متشکرم
       سلمان : به نظر من مطلب خوبی است . اما در مورد این سوال اگر با اطلاع خانواده باشد اشکالی ندارد.
       هاديma3aref@yahoo.com : به نظر بنده اكر عشق ابراز شود ،عشق لوث ميشود و نكند
       عاشق : مطلب خوبي بود ولي جواب سوال نبود
       شقایق : خوب بود ولی جواب سوال نبود
       pesari_irooni2000@yahoo.com : واقعا باید عرض کنم که جواب شما و مخصوصا قسمت دوم آن کاملا اشتباه است. شما در قسمت دوم دوباره گریز زدید به قسمت اول. قرار شد در قسمت دوم چگونگی ابراز علاقه برای ازدواج رابیان کنید! با این فرض که تحقیق کافی صورت گرفته است!!! در ضمن بسیار متاسفم که هنوز افرادی هستند که معتقدند که باید بعد از ازدواج عشق را بوجود آورد و قبل از ازدواج فقط باید ظاهر فرد و موقعیت او را در نظر گرفت. امروزه همه روانشناسان این کار را نفی میکنند! بسیاری از زوجها تازه بعد از ازدواج متوجه می شوند که اصلا علاقه ای به هم ندارند... عشق چیزی نیست که بخواهیم به زور بوجود بیاوریم. پس اینطور نیست که بگوییم حالا چون شرایط مالی و اجتماعی و جسمی مناسب است پس عشق هم خود بخود بعد از ازدواج بوجود می آید. از شما خواهش می کنم که با این جوابهایتان جوانان را گمراه نکنید!!!
       پرسمان : از اينكه نقطه نظرات خودتان را براي ما يادداشت كرديد خرسند و خوشحال شدم.
اگر در قسمت دوم دوباره به قسمت اول گريز زديم و چگونگي ابراز علاقه را بيان نكرديم دليل روشني داشت و آن عبارت است از اينكه چنين ابراز علاقه اي را از نظر روان شناختي صحيح و معقول به نظر نمي رسد و تجربه عملي افراد با تجربه نيز نشان داده است پيامدهاي منفي زيادي را به دنبال دارد.
بر اين اساس است كه ديگر به سراغ چگونگي ابراز محبت نمي رويم به عبارت ديگر سخن از چگونگي ابراز علاقه فرع بر صحيح بودن و معقول دانستن اصل مطلب يعني ابراز علاقه براي ازدواج قبل از آن است.
قبل از ازدواج بايد تحقيق كافي انجام گيرد و در يابد كه آيا ويژگيهاي مورد نظر را داراست يا نه. نه آنكه فقط بايد ظاهر فرد و موقعيت او را شناسايي كند بلكه به تمام ويژگي هاي ظاهري و باطني شخصي و شخصيتي، خانوادگي و اخلاقي، اجتماعي و اقتصادي و ديگر جنبه هاي او را مورد بررسي قرار دهد و با ابزارهاي تحقيق كه در دست دارد به طور دقيق و كامل شناسايي كند. آنچه در اين مرحله نفي شده است اظهار علاقه است نه تحقيق و بررسي براي شناخت بهتر از طرف مقابل.
نكته دوم اينكه فرموده ايد همه روان شناسان اين كار را نفي مي كنند؟! از كجا اين سخن را مي فرماييد حداقل از برخي از آنها نام ببريد و نام منبع آن را نيز بنويسيد. در اين صورت كلي گويي نكرده ايم و با سند و مدرك حرف زده ايم.
نكته سوم آن كه اگر برخي افراد پس از ازدواج متوجه مي شدند علاقه اي به همديگر ندارند دليل اصلي اش آن است كه قبل از ازدواج خوب فكر نكرده اند، خوب مشورت نكرده اند و خوب مطالعه نكرده اند و خوب تحقيق و بررسي نكرده اند و شناخت دقيق و كاملي از طرف مقابل بدست نياورده اند و پس از ازدواج از زواياي تاريكي كه قبل از ازدواج و هنگام تحقيق و پرس و جو بايد روشن مي شد، اطلاع پيدا كرده اند و در يافته اند اشتراك كافي ندارند و يا بر اساس آرمان گرايي هاي واهي و موهوم و غير واقعي و يا بر اساس تصميمات بدون پشتوانه كافي اقدام به ازدواج نموده اند.
چه خوب است بدانيد بسياري از آن موارد بر اساس همان عشق ها و علاقه هاي كاذب و گذرا و لحظه اي تصميم گرفته اند و نتوانسته اند بخاطر علاقه پيدا شده ، خوب درباره طرف مقابل تحقيق كنند و تصميم مناسب بگيرند.
پس بايد با شناخت و تحقيق كافي و درك تناسب داشتن با طرف مقابل مي توان به عشق و علاقه نسبت به طرف مقابل دست يافت. به عبارت ديگر آن عشق و علاقه اي زيبا و پسنديده است كه از پل عقل و منطق و شناخت عبور كرده باشد. نه آنكه بدون تحقيق و شناخت و آگاهي و با چشم و گوشي بسته، عشق و علاقه اي كاذب پيدا كرد كه در آن صورت همه چيز مورد غفلت قرار مي گيرد و پس از روشن شدن قضايا به پشيماني منجر مي شود.
اميد است صراحت لهجه من را ببخشيد و با اين جواب ها هرگز قصدمان گمراه كردن جوانان نيست بلكه قصدمان آن است كه با افزايش شناخت جوانان آنها را در تصميم سازي و تصميم گيري شنان كمك كنيم و جلوي انحراف آنها را بگيريم. موفق باشيد


       حکیمه : سلام.مطلب خوبی بود، ولی شما به کل صورت مسأله رو پاک کردید.
       orckide_86@yahoo.com : به نظر بنده این اظهار تمایل به هر شکل که باشد سرانجنم زندگی آینده آن دختر را دچار مشکل می کند
       magsood2004@yhaoo.com : عالي بود تشكر
       parviz_xx666@yahoo.com : ba arze salam. az maghale khobe shoma motshakerram. kheyle aleye.
       mahsa : be nazare man matn jalebi bood vali be soale asli pasokh kamel dade nashod(chegonegi ebraze alagheye dokhtar be pesar)
       m_nikk2003@yahoo.com : با سلام حق مطلب را نسبتا خوب ادا نموده بوديد. بهنظر بنده هيچگاه ابراز علاقه دختر به پسر و همينطور بالعكس جايي براي ظهور در دين مبين اسلام نداشته است. ولي بايد در نظر داشت كه مقتضيات زمان طور ديگري عرف را رقم مي زند و صد البته دين عوش نمي شود.
       امین : با توجه سخنان شما، آیا عشق(از طرف زن یا مرد)، جایگاهی خواهد داشت؟
       پرسمان : بله عشق زن به مرد و يا عشق مرد به زن جايگاه خاص خود را دارد و ما هرگز آن را نفي نکرديم. ولي عشق زن و مرد به يکديگر زمان مناسب خود را مي طلبد. معتقديم چنين عشق و علاقه اي اگر در زمان شايسته و مناسب خود قرار گيرد و به تدريج نيز افزايش يابد، مي تواند پايه هاي يک زندگي مشترک سعادتمندانه اي را پايه ريزي کند و بر عکس اگر در غير زمان مناسب رخ دهد، به فروپاشي زندگي مشترک خواهد انجاميد. بر همين اساس و با تکيه بر تجارب فراوان و يافته ها و تحقيقات علمي حتي در کشورهاي غربي بر اين باور هستيم زمان مناسب و شايسته عشق و علاقه زن و مرد به يکديگر پس ازگزينش يکديگر براي يک زندگي مشترک است و نه قبل از آن. قبل از پيوند ازدواج، عشق و علاقه ها جنبه جنسي و جسمي و غريزي دارد و بر اساس يک شناخت و گزينش و انتخاب واقع بينانه نيست.
اما پس از پيوند ازدواج و پسنديدن يکديگر به عنوان شريک زندگي، هر يک ديگري را يار خود،‌ محبوب و پشتيبان خود مي داند و عشق و علاقه شان هدفمند شده و معناي حقيقي پيدا مي کند و در نتيجه آن عشق و علاقه حرکت آفرين و رو به کمال و رشد است.


       ريحانه/ : متن كاملي بود متشكرم
       پرسمان : 

       orkid_g2006@yahoo.com : جواب شما به جاوبسیار منطقی بود.ولی بالاخره معلوم نشد اگر دختری به یک پسر مذهبی که کاملا با او آشنایی داردومطمئن است که وی به درد یک عمر زندگی او میخورد باید چه کند؟ من در بین دوستانم این مواردرا زیاد دیده ام و مطمئنم که هیچ گونه نیت شهوانی در کار نبوده عشق مقدس تر از این است که شما عقیده دارید چره باید بدبینانه به این مسئله نگریست روح انسان همان طور که خودتان فرمودید نیازمند است.لطفا راه حل را برای اشخاصی که عاشق شخصیت و ایمان یک فرد میشوند بگووید و یا ادعیه خاصی که آنها را به مقصود برساند بنویسید(دعا قضاوقدر را بر مبگرداند) با تشکر
       salehabadi315@yahoo.com : ارتباط بسر ودختر ونوع آن ومفید ومضر بودن آنرا باید در یک بروسه طولانی بررسی کرد اینکه طرفین در چه خانواده ای تربیت یافته اند و چقدر بینش وآگاهی راجع به مسایل اجتماعی دارند همگی در نتیجه این ارتباط موثر است ومن قویا معتقدم نمی توان برای همه بسر ودختران یک نسخه را بیچید ولی با اصل گفتگویی که به شناخت وبعد به ازدواج ختم شود کاملا موافقم با تشکر از شما
       qahremaninic@yahoo.com : سلام. مطلب نسبتاً جالبی بود اما می توانست از این بهتر پرورانده شود ولی در کل ممنون.اما در مورد قسمت احساس گناه شاید منطقی به نظر نرسد اما به نظر من ما با هر نوع ارتباط خود را به چالش می کشیم البته یکی کمتر و دیگری بیشتر.از این که فکر کنی در برابر خدا ایستاده ایی چنان فشاری بر روح و روان آدمی وارد می شود که خود را ناتوان از عملکرد مثبت می بیند.من هم یکی از همین آدمهایی هستم که برای پیدا کردن دلیل حس گناه تا حدی دربارهی دوستی و .. مطالعه کردم البته این را بگویم ارتباطی وجود نداشته اما با وجود فضاهای کاری و علمی که من دارم باز هم نگران هستم کهدچار آسیب شوم.دوست ندارم وارد فضای بشوم که انرژی مرا دریافت کند البته به صورت منفی .و با توجه به شخصیت خودم که هر گاه درباره ی موضوعی دچار چالش شوم سعی می کنم از دیگران و راهنمایی هایشان بهره ببرم تا حدی موفق شدم دیدگاه منطقی بیابم اما باز هم همین احساس گناه به قوت خویش باقی مانده؟؟؟؟؟ و بعد از هر ارتباطی که حس می کنم موفق بوده این سوال را از خودم می کنم؛ آیا تمام الفاظ عباراتی را که به کاربردی برای این گفتگو لازم بود؟ و حتی بعضی وقت ها در حین صحبت کردن و ... این سوال را از خود می کنم که در بعضی از مواقع باعث سکوت و یا ادامه می شود .در هر حال اگر مطلبی علمی و منطقی دارید خوشحال می شوم که از راهنمایی های شما بهره ببرم.البته شرط تقوی را هم به عنوان شرط اساسی قبول دارم اما شناخت ندارم و البته از فهم زیاد هم برخورار نیستم. یا علی
       shayan : مطالب خوبي بود ولي براي حل اين وابستگي ها واين تصميمات كوركورانه كه نشات گرفته از وابستگي است را راه حلي ارائه كنيد؟
       پرسمان : ابتدا بايد از دقت نظرتان تشکر و به ان آفرين بگوييم بهر حال بهترين سياست در اين مسائل، ميانه‏روى است و زياده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات ذكر شده خواهد گشت، در نتيجه اگر بخواهيد در اين مسأله در حد اعتدال رفتار نماييد درباره مشكلات آن فكر كنيد و سعى كنيد خود را قانع كنيد كه افراط در اين زمينه به ضرر روح و سلامت روان شما است. حال ممکن است به گوييد چه بايد کرد و از اين مشکل چگونه خارج شوم در جواب بايد گفت: 1. مطئمن باشيد بهترين راه حل نهايي آن ازدواج است.يعني جايگزين نمودن و يا داشتن يک دوست صميمي دائمي. کسي که با او انديشه ها, افکار و اهداف و آرزو هاي شما هم خواني داشته باشد. بنابراين هر چه سريع تر به فکر ازدواج و يا دوست خوب باشيد. 2. ارتباطات اجتماعي تان را با دوستان و هم کلاسي هاي هم جنس خود بيشتر کنيد. با افراد اجتماعي دوست شويد افرادي که شاد و با نشاط هستند در عين حال مذهبي و هم فکر و همراه با رفتار و انديشه هاي شما باشند. 3. هر گاه فکر او به سراغ شما آمد, ذهن خود را به موضوع خاصي اعم از مسائل علمي, سياسي, فرهنگي, ديني, ورزشي و ... مشغول کرده و اجازه ندهيد ذهن تان خالي از موضوعي باشد تا موضوع دلبستگي تان به وي فکرتان را مشغول نمايد. 4. خداوند بهترين دوست انسان و مونس افراد تنهاست. بخصوص در اين ماه مبارک به راز و نياز با او بپردازيد و از ايجاد ارتباط نزديک تر و خواندن دعاي مخصوص ماه مبارک و به ويژه دعاي «ابو حمزه ثمالي», مي توانيد دلبستگي و عشق و علاقه تان را به آن محبوب واقعي بيشتر و بيشتر کنيد مطمئن باشيد اگر به او دل ببنيديد, قلب تان از محبت غير خداوند خالي خواهد شد. 5. به جاي بيان اوصاف خوب او زشتهاي و اوصاف بد او را بيان و تکرار کنيد. 6. به گرفتاريهاي اين ارتباط فکر کرده و انها را برجسته نموده و به عنوان يک معضل به آن بپردازيد. 7. پيامدهاي از دست دادن رضايت خداو حمايت خانواده را در برابر اين ازدواج در ذهنتان مرتب تکرار کنيد به ويژه که اين نوع ارتباط ها عاقبت بخير نخواهند شد.

       عبد خدا : شما جواب سوال رو کامل نداديد مثلا خود من به يه آقا پسري علاقمندم الان دارم درس مي خونم ولي خوب نمي تونم که علاقه ام رو درونم بکشم نمي دونم چه جور بايد به او اين علاقه رو بفهمونم واقعا هيچ منظور بدي هم ندارم آدم کاملا مذهبي و معتقدي هم هستم ولي خوب به هر حال قبول کنيد من هم جوونم و عجول گرچه خيلي صبر مي کنم ولي القائات شيطاني دست از سرم بر نمي دارند حالا شما بگين من چه کنم؟
       پرسمان : تمايل به جنس مخالف از سنين نوجواني آغاز مي شود و اين امري طبيعي است و زمينه ازدواج و زندگي مشترك را فراهم مي كند اما آن چه مهم است هدايت و كنترل اين تمايل مي باشد به عبارت ديگر همان طور كه يك فرد گرسنه كه تمايل به غذا دارد اين نياز را از طريق معقول و صحيح ارضاء مي كند و اين طور نيست كه هر جا غذايي را ديد به سمت آن غذا حركت كند بلكه خودش را كنترل مي كند تا به غذايي كه متعلق به اوست برسد در ارضاء ميل جنسي نيز نبايد اين ميل غريزي را رها كرد تا به هر فردي تمايل پيدا كند و بدون هيچ ضابطه اي بخواهد خودش را ارضاء كند. و همان طور که خودتان فرموده ايد مي خواهيد با روشي صحيح و معقولانه با اين مسأله برخورد کنيد تا عوارض سوء و ناپسندي نداشته باشد. بنابراين تمايلات جنسي و عاطفي خود را بايد كنترل كنيد تا شرايط ارضاء آن از طريق ازدواج فراهم شود. به هيچ وجه صحيح نيست قبل از فراهم شدن شرايط ازدواج آن دوستي و محبت را به فرد مورد نظر ابراز كنيد زيرا ابراز اين محبت مشكلات جدي ممكن است براي شما ايجاد كند. بنابراين راه صحيح آن فراهم كردن زمينه خواستگاري و سپس تحقيق و مشورت از طريق خانواده مي باشد از اين رو ما نكاتي را درباره اهميت ازدواج بيان مي كنيم و سپس راهكارهايي را براي آن چه مورد نظر شماست ارائه مي كنيم اميدواريم كه آن فرد مورد نظر شما به خواستگاري شما بيايد و به صورت آبرومندانه زمينه ازدواج شما فراهم شود. مطمئنا شما خوب مى‏دانيد كه ازدواج بزرگ‏ترين و مهم‏ترين حادثه زندگى انسان است و موفقيت يا شكست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترك وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است كه عقربه روحيه‏ها، غرايز و طرز تفكر دو طرف، همسو و نزديك باشد. در غير اين صورت، ريسمان وحدت و يگانگى به ضعف و سستى مى‏گرايد و سرانجام گسسته مى‏شود. ما در زندگى خود شاهد پديده‏هاى تلخ و درد آورى هستيم كه دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و كاخ زندگى مشترك زوجين را فرو مى‏پاشد. بى‏ترديد محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خيالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق اين پديده‏ها به شمار مى‏آيد. بنابراين، اگر در گزينش همسر اصول صحيح رعايت شود، بخش عظيمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشكلات از ميان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زيباتر مى‏شود. اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تأكيد دارد كه انسان در شگفتى فرو مى‏رود. استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ در جواب نوشتم: مسأله انسان است. با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آيد». بنابراين، خواهر گرامى پيش از هرگونه تصميم‏گيرى توجّه به نكات زير ضرورت دارد: 1. اگر انديشه ازدواج با پسري را در سر مى‏پرورانيد، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد. بدين منظور مى‏توانيد از راهنمايى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان و يا از كتاب‏هاى زير كمك بگيريد: الف) انتخاب همسر، نوشته ابراهيم امينى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى. ب) جوانان و انتخاب همسر، نوشته على اكبر مظاهرى، انتشارات پارسايان. 2. سعى كنيد، بر اساس اطلاعات دقيق، به شناخت كافى و صحيحى از پسر مورد نظرتان دست يابيد و دقّت را فراموش نكنيد. مبادا عشق چشم انديشه‏تان را كور سازد و شما را از تحقيق كامل و همه جانبه درباره وى باز دارد. 3. اگر بر اساس بند 1 و 2 پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم ايشان را فردى صالح و مناسب تشخيص داديد، بهترين راه آن است كه از طريق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خويش جويا شويد. در صورتى كه او نيز واقعا به ازدواج با شما تمايل دارد، به طور رسمى و از طريق خانواده محترمشان از شما خواستگارى كند تا ان شاء اللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده‏هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. از هرگونه ارتباط مستقيم و دور از نظارت بزرگ‏ترها جدا بپرهيزيد؛ (حتى ارتباط تلفنى يا مكاتبه‏اى). 4. اگر با بررسى‏هاى به عمل آمده ايشان را مناسب تشخيص نداديد احساسات خود را كنترل و از ابراز محبت خوددارى كنيد؛ زيرا علاقه يك سويه راه به جايى نمى‏برد. 5. اگر به هر دليل او به خواستگاري شما نيامد و يا خانواده محترم شما يا خانواده وي بر پيوندتان مهر تأييد نزدند گمان نشود گوهر منحصر به فردي را از دست داده ايد و هيچ کس ديگري نمي تواند شريک زندگيتان شود. بلکه مطمئن باشيد براي هر «به» اي «بهتري» وجود دارد. و هنوز شانس ازدواجتان را کاملا از دست نداده ايد. 6. برخوردهاي اجتماعي وي تصوير کامل و زيبا و شايسته اي از وي در ذهنتان نقش بسته است ولي معلوم نيست آيا وي از شايستگي کافي و لازم براي زندگي با شما را برخوردار است يا نه؟ خود شما نيز هنوز اطلاعات زيادي درباره وي و خانواده ايشان نداريد!! و بحمدالله شما نيز منصفانه و عاقلانه با اين مسأله برخورد کرده ايد و و خودتان اقرار کرده ايد که اطلاعات کاملي از وي در دست نداريد. پس چگونه محبت او در دل شما جاي گرفته؟! به نظر مي رسد به خاطر مشکلاتي که در منزل با آن مواجه هستيد و مورد بي محبتي و بي توجهي برادران و خواهران و حتي والدين خود قرار داشته ايد و از طرف ديگر روابط نسبتا صميمانه و همراه با احترامي که با اين فرد پيدا کرده ايد اين گمان و فکر در ذهنتان ايجاد شده که وي پسر خوب، عاقل و ... است!! پس چه خوب است درباره شکل گيري محبت او در دل و قلب تان و استمرار آن خوب تأمل و تفکر و در صورت نياز تجديد نظر کنيد. 7- تأکيد مي کنيم براي ازدواج با فرد مورد نظرتان بايد تحقيقات کافي داشته باشيد از خانواده وي اطلاعات دقيق بدست آوريد. نسبت به پاي بندي وي به ارزش هاي ديني و اخلاقي بايد مطمئن شويد در اين زمينه از نظرات مشورتي والدين و برادران تان کمک بگيريد. و بدانيد که خانواده وي و تناسب او با خانواده تان مهم است زيرا پيوند ازدواج پيوند 2 نفر نيست بلکه پيوند 2 خانواده است.

       SHADIKAKESH : DASTETUN TALA.
       1357 : من واقع مدانم كه همه بچ ها اين مشكل را دارند
       sagharss200 : متن خيلي زياد بود ولي به نظر من ارتباط دختر و پسر خيلي بي مزه و لوسه. عشق يه بار در قلبه ادم رو ميزنه نه روزي صد بار.
       پرسمان : 

       منتظر : من نمی دونم این شماره از ژرسمان مربوط به چه ماهی میشه اما الان که این مطلب رو خوندم خودم همین الان به چنین شرایطی مبتلا هستم من به یه اقا پسری که 8 سال از خودم بزرگتره علاقه مند شدم مطلب شما جواب کامل رو به من نداد این مسئله هم مهمه که شما اشاره نکردید اگه عشق و محبت یه طرفه باشه چی میشه ؟ من توصیه می کنم به همه دخترای مذهبی که گرفتار همچین معضلی میشن هیچ وقت ابراز علاقه نکنن چون پسرا اگه کسی رو دوست ادشته باشن سریع به سراغش میان و اگر نیومد بدونید که ..... در صورتی که شما ابراز علاقه کنید اون وقت مثل من میشید پشیمون و دچار عذاب وجدان شدید و افسردگی و احساس گناه و سرخوردگی و......پس اون عشق وقتی پاک میمونه که توی دلتون باشه و ابرازش نکنید بهترین دوست در این حالت هم خداست هر وقت خیلی دلتون براش تنگ شده در مورد اون با خدا حرف بزنید . اما هر کی این مطلب رو می خونه بدونید که به خدا تمام حسرت دنیا در وقتی یه جا جمع میشه که طرف مستقیم یا غیر مستقیم بهت بگه تو رو نمی خواد در صورتی که تو براش داری میمیری.با تشکر
       وحید : سلام به همه برای طرح یک همچین سوالی متاسفم چون که ایرانی ها زیاد پایبنده نصیحت و پند نیستن و بلاخره کاری که دوست داشته باشن رو انجام میدن حتی اگه به ضررشون باشه پدربزرگ خدا بیامرزم میگفت پسرم محبت مرده خلاصه اگه یکی رو دوست داری بهش بگو و حواست باشه تا نه تو سو استفاده کنی نه اون از تو که دوست داشتن خدشه دار نشه یا حق
       پرسمان : نصيحت پدر بزرگتون در جاي خودش قابل استفاده است. ولي مربوط به اين موضوع نيست.

       mina : من هم با نظر بچه ها موافقم كه اين مطلب خوب بود ولي راهكاري رو جلو ما نذاشت.اين رو مطمئنم وقتي يه دختر از پسري خوشش مي ياد به خاطره روح اش است البته اگه مدهبي باشه كه فكر مي كنم همه كه اينجا اومدند اين جوري اند.ولي پسر ها نه ...اونا بيشتر به ظاهر و قيافه توجه مي كنند يعني مي خوان به جسم دختر برسند(تعارف كه نداريم..حقيقته)آره بيشترشونم بي جنبه اند اگه بهشون بگي كه دوستشون داري......... قربونش برم فقط فقط فقط پيامبر(ص) با جنبه بود كه عشق حضرت خديجه رو باور كرد ....آهاي مردها تورو خدا يكم پيامبر رو الگو قرار بديد............ من هم از يه پسر خوشم مي يومد به خاطر اينكه پاك بود...از لحاظ روحي ..هدف هاي بلندي داشت دوست داشتم باهاش پرواز كنم مي خواست به خدا برسه مي خواستم من رو هم برسونه...ميخواستم رابطه اي شرعي باهاش داشته باشم كه خدا راضي باشه......ولي هيچ وقت جرات نكردم بهش بگم...هيچ وقت.چون ميدونستم كه چقدر ضربه خواهم خورد اگه اون هم راضي به ازدواج با من باشه تو زندگي سر كوفت خواهم خورد.....نزديك 2 سال بود كه نگفتم تا اينكه ازدواج كرد به همين راحتي ....ديگه نمي خواستم ببينمش ....ديگه بدم اومد از اون چيزايي كه يه روزي برام كمال بود ...من دنبال يه همراه بودم ..ولي نرسيدم ... من باختم .....هم به اون نرسيدم ..هم از راهي كه داشتم ميرفتم باز موندم....هم از آدم هايي كه مثل اون بودن بدم اومد الان نزديك 2ساله عقد كرده ديگه دوست ندارم يه كلمه هم باهاش حرف بزنم....گاهي اوقات مي بينمش... باز خدا رو شكر كه بهش نگفتم وگر نه بيشتر مي سوختم..... اگه يه پسري يه دختر رو بخواد زمين و زمان رو بهم ميدوزه كه بهش برسه ولي يه دختر!!!!!!!!!!!!! بايد فقط بسوزه و يسوزه و بسوزه(اميد وارم مطلبم رو بذاريد تا بجه ها بخونند
       پرسمان : 

       mnik2003@gmail.com : حق مطلب را به خوبي ادا نموده بوديد. باتشكر
       rezanazari : good
       پرسمان : 

       احمد : با سلام. توضیحات خوبی بود. خیلی مورد استفاده واقع شد. از زحمات افراد دست اندر کار سایت پرسمان متشکریم
       اعظم : سلام به خاطر اینکه مینا خانم گفتن که یه دختر باید بسوزه و بسوزه و بسوزه گفتین حق مظبی را خوب ادا کرده؟ ایا واقعا حق مطلب اینه؟ یا اینکه مردا بی جنبه اند؟
       mosi : به نظر من آیا واقا اگر کسی به ما ابراز علاقه کند مارا دوست دارد
       مهدی.ا : سلام. جواب سوال این خواهر آخریمون داده نشد.با تشکر.
       psy133@blogfa.com : احسنت بشما که در پاسخ دهی همه جوانب را سنجیده اید.عجب پاسخ زیبایی!
       marya_f_2000 : سلام با نظراتتون کاملان موافقم.
       mahnaz : chera matlabe mano nemizarin?
       c.ronaldo_m : مطالب خوبی بود ولی راهکار چیه ؟ در جواب مینا هم باید بگم درسته پیامبر مرد بود ولی خدیجه هم یه زن بود یهزن یه زن . همه چیزش پیامبر بود ولـــــــــــــی دخترای الان چی؟ مطمئن باش اگه پسری یه دختری مثل خدیجه پیدا بکنه کم نمیزاره.
       porsesh_m@yahoo.com : به نظر من یه دختر باید حواسش رو خیلی جمع کنه که تو همچین مشکلی نیفته.چون تو جامعه ما این مطلب جا نیافتاده_کاری ندارم که خوبه یا بد_.مثلا من که خودم پسرم اگر یه دختری بیاد و این رو به من بگه شک نمی کنم که آدم خوبی نیست ومی خواهد من رو به قولی فریب بده،چون موارد بسیاری از این سو ء استفاده دیدم.
       ssiiib@yahoo.com : سلام بسيار زيباو مبسوط توضيح داديد .متشكرم خسته نباشيد . موفق و سلامت باشيد
       ardalan_sg : 2 سال پيش عاشق شدم... به خاطرش فلسفه خوندم چون فك كردم خيلي دوست داره... نميدونم چه اتفاقي افتاد ولي تصميم گرفتم با خدا يه معامله بكنم... عشق اون بره... خدا بياد بشينه تو اين خونه گلي... جاتون خالي بود ديشب داشتم تو خواب بلند سوره آيت الكرسي ميخوندم... از عمق دلم... نميشه توصيف كرد... ولي شد... خدا اومد... آخ كه حالا نماز شب چه لذتي داره... شبا خواب كربلا... حرم حضرت عباس... اينارو فقط اينجا گفتم چون كسي نميشناستم... استاد اخلاقم دستور داده خوابامو تمثلاتمو به كسي نگم... محض اين گفتم كه بدونيد بهشت خوبه..... اما..... قربون بهشت آفرين برم.... حالا 6 ماهه كه عاشقم.... عاشقم بر همه عالم... كه همه عالم از اوست
       پرسمان : 

       صادق : سلام. خانوما توجه کنند که پسرها دوست دارند خودشون انتخاب کنند، نه انتخاب بشند.
       ساره : مسلما انتخاب كردن بهتر از انتخاب شد نه! اين احساسيه كه خيلي از خانمها هم دارن ولي وقتي مي بينن كه در مقابل مردهايي مثل همين آقا صادق قرار مي گيرن كه با افتخار به خود خواهيشون ميگنمردها دوست دارن انتخاب كنن نه انتخاب بشن! اونوقت خيلي ساده كوتاه مي آن و به احساس وعشق و انتخاب يك مرد احترام مي ذارن و باهاش زندگي مي كنن درست بر عكس كاري كه مردها در اين شرايط مي كنن!
       niniby@yahoo.com : اي كاش همه افراد صاحب نظر به غير از نصايح مكرر و تكراري بيشتر راهكار براي ارائه داشته باشند
       به روز : اگه ازدواج موقت که جزء اسلام هست رواج داشت از این مشکلات خیلی کمتر می دیدیم.
       الهه : متن خوبی بود ولی به نظر می رسد برای بالا رفتن سن دختران باید راه حل جدی ارایه شود.
       tanha : سلام،خیلی ها دلشون پره.میخوام بگم خانوما،آقایون منم از شمام کسی که با تمام وجود عاشق پسری شدم که علی الظاهر خیلی مومن وساده است.منم عاشق زندگی با همچین آدمیم.خیلی اتفاقی توی یه مراسم دیدمشون،بعد باتلاش فراوان باهاش حرفامو زدم.فعلا هم منظر جواب نهائی ام اما حالا احساس می کنم نه راه پس دارم ونه پیش/خیلی موافق نیست اما من دیگه به کس دیگه ای نمی تونم فکر کنم. میدونه که با تمام وجود دوستش دارم. کاش مردا یه ذره میتونستن مثل ماها فکرکنن.دوست دارم باخبرتون کنم از اتفاقائی که برام افتاده ومی افته تورو خدا دعام کنید دیگه دارم تموم میشم....
       من نه منم : سلام،تنها جان منم تجربه ی زیادی در این باره دارم امیدوارم از تجربیات من درس بگیری.من 23 دارم ودر عرض 5 سال گذشته از 5نفر خواستگاری کردم به هیچ روانشناسی هم مراجعه نکردم چون من واقعا مشکل روانی ندارم فقط به این یقین دارم که باید خودم همسرم رو انتخاب کنم وهیچ وقت نمی تونم منتظرش باشم چون در اینصورت احتمالش خیلی کمه،امیدوارم کسی نگه توکل ندارم نه من اگه این یک قلم رو نداشتم هرگز دست به این کار نمی زدم،اما اقرار می کنم که در بعضی موردها بدون شناخت کافی جلو رفتم وبعد که شناخت پیدا کردم کم کم پا پس کشیدم،مورد چهارم من یک مشکل خیلی بزرگ داشت اما من به خاطر صداقت ،سادگی وتدین اون تصمیم گرفته بودم باهاش ازدواج کنم،اما خیلی فکر کردم از خدا کمک خواستم بالاخره تصمیم جدی گرفتم وهرچه اصرار کرد که باهاش ازدواج کنم گفتم نه.باور کنید من از نظر ظاهر واخلاق هیچ مشکلی ندارم خیلی هم اکتیوم و می دونم که خیلی چیزها دارم که خیلی به خاطر اونا آرزو دارن که با من ازدواج کنن اما من برخلاف اجتماعی بودنم هیچ وقت به اقایون رو نمی دم خوب طبیعیه که جرات نکنن بیان جلو.اما مورد پنجم من که در حال حاضر مثل مورد شما داره فکراشو میکنه.میدونم حداقل از تیپ وظاهر من خیلی خوشش میاد بهم نگفته اما ما دخترا اونقد سریع این چیزارو میگیریم که مثل سرعته نور میمونه.اما من واقعا این مورد اخرمه و به هر قیمتی شده باید به دستش بیارم.البته دوستان فکر نکنند که من از نظر اخلاقی مشکل دارم نه اینطور نیست من در همه ی این ارتباطات همه ی اصولی رو که می دونستم رعایت کردم.شاید اسم کار من..... خواهشم اینه که کسی فکر نکنه غرور مهمتر از ازدواجه نه.مهم اون چیزیه که با تلاش وتوکل به خدا به دستش میاری که خوشبختت کنه و اون دنیاتو تضمین کنه.التماس دعا دارم
       tanha : سلام،مورد من فکراشو کرد ،خیلی ادم منطقی هستش،خیلی محترمانه منو رد کرد،با اینکه من اصرار کردم امامجبور شد صریحابهم بگه که اصلا تمایل نداره با من ازدواج کنه.می گفت با اصل موضوع ازاول مشکل داشته/حالاهم دیده که از نظر شخصیتی به هم نمی خوریم.من پشیمون نیستم که این اتفاق افتاده امامیدونم که دیگه مثل اون پیدا نمی کنم.من خیلی امیدوار بودم خیلی دعا می کردم اما حالا به جای سختی رسیدم که تنهائی له میشم،همه ی هدف من از این کار رسیدن به عاقبت به خیری بود و فقط به اخرت فکر می کردم،وقتی فهمیدم خیلی منطقیه وشاید نتونه احساساته زیاد مرا به درستی پاسخ نده،بازم گفتم اشکال نداره مگه چند روز تو این دنیام......... تورو خدا دعایم کنید،میدونم حتما مصلحت من دراین بوده اما دعایم کنید راحت بپذیرم انچه راکه نمی توانم تغییر دهم.خدا ماهارو خیلی دوست داره امیدوارم هرکس به هرچیز که مصلحتشه با صلاح وارامش برسه. توی نجواهای شبانتون سلام منو به خدا برسونید وبگید .....هرچه تو خواهی همان می شود. یاعلی
       پسر : اظهار محبت دختر به پسر در ذات دختر نیست. دختر باید پسندیده شود نه اینکه بپسندد. هر گونه تخطی از این قاعده فساد به همراه دارد. والسلام.
       لوتي : سلام به نظر من باید عشق دو طرفه باشه عشق بی خوده ولی دوست داشتن خیلی خوبه
       پرسمان : 

       شمیم : من وقت خوندن دورست در مون نداشتم .....ولی به نظر من اگر عاشق پسری هستی بهش نگو چون پسرا بی جنبه اند و اگر متوجه بشن عاشقی ازت دست میکشن یه کاری کن که اون بیاد طرفت ...اگه الانم دچار مشکل نشی بعدا که وارد زندگی شدید تا تقی به توقی می خوره و یه مشکل کوچیک پدید می یاد اقا پسره میگه من که تو رو نمی خواستم تو من رو می خواستی.....در ضمن عشق هیچ وقت یک طرفه نیست اون دوست داشتن است که ممکنه یک طرفه باشه اگه پسری بفهمه که دوسش داری حتی اگه واست قبلا می مرده دیگه ازت دوری میکنه ....من این تجربه تلخ رو داشتم.....
       شمیم : من به یک پسری علاقه داشتم به مدت 8 سال یعنی از کودکی کم کم عاشقش شدم در صورتی که اون از بچگی واسه من می مرد ما هم بازی بودیم ما هم سن هستیم همه می دونستن که اون من رو دوست داره ولی تا بزرگ شد و متوجه شد که من هم دوسش دارم ....با من بد رفتاری کرد و دلم رو شکست من شب روز بهش فکر میکردم ولی به خدا توکل کردم و از اون کمک برای رهایی خواستم الان با وجود این که بازم مییاد طرفم و من مرتب میبینمش ولی دیگه بهش فکر نمیکنم چون خدا مصلحت من رو این گونه خواست و من شاکر لطف بی کران خداییم
       رهگذر : شما گفتين که عشق بعد ازدواج به وجود مياد پس اساس ازدواج چيه و مقدمه ازدواج چيه؟
       پرسمان : اصل علاقه و محبت به جنس مخالف در فطرت انسان قرار داده شده است و طبق سوره روم، آيه 21 اين کشش غريزي و فطري يکي از نشانه هاي رحمت الهي است تا مقدمه اي براي ازدواج و تشکيل زندگي مشترک گردد، چنانچه علاقه مادر به فرزند طبيعي و فطري است و نيازي به آموختن ندارد. بنابراین چیزی که افراد را به سوی ازدواج و همسر گزینی سوق می‌دهد آن کشش و جاذبه‌ای است که با رسیدن دخترها و پسرها به سن بلوغ در آنان نسبت به یکدیگر ایجاد می‌شود. افراد در این دوره یک نیاز عاطفی و جنسی در درون خود احساس می‌کنند که تنها از طریق ارتباط با جنس مخالف، قابل ارضاء شدن است و این چیزی است که هیچ کس منکر آن نیست. هیچ پسر یا دختر سالمی که در سن ازدواج قرار دارد از ازدواج بدش نمی‌آید. و این چیزی است که افراد را به سوی ازدواج و انتخاب همسر می‌کشاند. آن چه مهم است رعایت موازین شرعی در روابط پیش از ازدواج با جنس مخالف است. این روابط اگر در خارج از محدوده‌ای که دین معین کرده گسترش یابد گذشته از حرمت شرعی، آسیب‌های روحی و روانی جبران ناپذیری را به افراد وارد می‌کند. اما اگر افراد بتوانند در دوره پیش از ازدواج خود را کتنرل کنند و از روابط غیر شرعی با جنس مخالف اجتناب نمایند مطمئنا آن عشق و علاقه لازم برای زندگی مشترک به بهترین وجه میان آنان ایجاد می‌شود و مرتب افزایش می‌یابد.

       پسر : بسم الله الرحمن الرحیم سلام تقریبا 2 ماه پیش این سوال رو فرستادم اما کسی جواب نداد شما گفته بودید که عشق بعد ازدواج باید بوجود بیاد پس لطفا بفرمائید که پایه واساس ازدواج چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
       پرسمان : اصل علاقه و محبت به جنس مخالف در فطرت انسان قرار داده شده است و طبق سوره روم، آيه 21 اين کشش غريزي و فطري يکي از نشانه هاي رحمت الهي است تا مقدمه اي براي ازدواج و تشکيل زندگي مشترک گردد، چنانچه علاقه مادر به فرزند طبيعي و فطري است و نيازي به آموختن ندارد. بنابراين چيزي که افراد را به سوي ازدواج و همسر گزيني سوق مي‌دهد آن کشش و جاذبه‌اي است که با رسيدن دخترها و پسرها به سن بلوغ در آنان نسبت به يکديگر ايجاد مي‌شود. افراد در اين دوره يک نياز عاطفي و جنسي در درون خود احساس مي‌کنند که تنها از طريق ارتباط با جنس مخالف، قابل ارضاء شدن است و اين چيزي است که هيچ کس منکر آن نيست. هيچ پسر يا دختر سالمي که در سن ازدواج قرار دارد از ازدواج بدش نمي‌آيد. و اين چيزي است که افراد را به سوي ازدواج و انتخاب همسر مي‌کشاند. آن چه مهم است رعايت موازين شرعي در روابط پيش از ازدواج با جنس مخالف است. اين روابط اگر در خارج از محدوده‌اي که دين معين کرده گسترش يابد گذشته از حرمت شرعي، آسيب‌هاي روحي و رواني جبران ناپذيري را به افراد وارد مي‌کند. اما اگر افراد بتوانند در دوره پيش از ازدواج خود را کتنرل کنند و از روابط غير شرعي با جنس مخالف اجتناب نمايند مطمئنا آن عشق و علاقه لازم براي زندگي مشترک به بهترين وجه ميان آنان ايجاد مي‌شود و مرتب افزايش مي‌يابد.

       gitare del : به نظر من جواب سوال زیاد ربطی بهسوال مطرح شده ندارد
       پرسمان : 

       خسته : منم دلم پره ازیه پسرکثافت وبیشترازاون دختری نامردتر. عاشق داداش دوستم شدم فهمید و به داداشش گفت وخلاصه کلی مسایلپیش اومد وکلی حرف گفته شد و پسره هم تا تونست ناز کرد وبعد خواست باهام چت کنه من خرم قبول کردم فقط یک ماه چت کردیم وازاونجا 8ماهه که باهام سردشدن و من ودوستم 2ماه پیش به خواست اون قهرکردیم بعدفهمیدم بخاطرحسادتش بین مارو بهم زده منم با توکل بخدا به هر دوشون گفتم برن گم شن حالا بعد از یه سال هیچی جز یه غم برای این دختر16ساله نمونده.من دیگه تصمیم گرفتم به هیچ پسری دل نبندم وهرکس منو خواست باید التماس و زاری کنه و به خونوادم بگه.همین.
       sarinaziba : سلام من دختری دانشجو هستم مشکل من کمی فرق داره من متوجه اهمیت های بیش از حد یکی از هم دانشگاهیهای سال بالایی شده ام رفتارش به حدی است که اکثر دانشگاه متوجه اهمیت او به من شده اندبا توجه به اینکه مودب ودرس خوان است منهم از او خوشم امده ولی او تابه حال اقدام جدی انجام نداده چند بار به طزفم امده ولی انگار چیزی مانع میشود حرفش را بزند حدود یک سال از این بازیها میگذرد خسته شده ام مرا راهنمایی کنید
       پرسمان : کاربر گرامي با تشکر از حسن انتخاب شما براي دريافت پاسخ سوال خود مي توانيد با استفاده از لينک زير http://porseman.org/q/qwich.aspx و وارد کردن كد كاربري : 128264 رمز : zjerm جواب خود را دريافت نماييد. همچنين خواهشمنديم که از اين به بعد سوالات خود را در قسمت درج سوالات سايت به لينک زير http://porseman.org/q/newq.aspx مطرح نماييد

       ريحانه : سلام دوستان ميخواستم بگم اگه خدا چيزي را به شما نداد حتما مصلحتي در اون است و هيچ وقت نبايد نا اميد شد . وخدا در عوض چيزي كه به شما نميده چيز بهتري را نصيبتان ميكنه.مثل سرگذشت من(راستش منم عاشق شدم ودر اين راه عشق شكست خوردم و از همه جا نااميد شده بودم) كه خدا در عوض چيزي كه بهم نداد دو سفر پر فيضي را نصيبم كرد كه اون سفر كربلا و سفر مشهد مقدس جاتون خالي خيلي خيلي خوب بود واين را هميشه در نظر داسته باشيد كه خدا بخشنده ومهربان است(التماس دعا)
       m:N : قابل توجه (من نه منم) اين رادر نظر داشته باش كه * دختر مظهر ناز و پسر مظهر نياز*
       امير : من برخلاف خيلي ها با ازدواج عشقم ازش بدم نيومد.بلکه بيشتر عاشقش شدم.از وقتي باهاش آشنا شدم سيمم به خدا وصل شده.الان که ازم دوره کاري ندارم جز دعا براي سلامتي اون.الان اشک تو چشمام جمع شده.فقط بدونيد که اگه عاشق شديد عشقتون رو در قلبتون نگه داريد.مطمئن باشيد که جايگاه عاشقا اون دنيا تو بهشته.فقط توي اين دنيا مثل آدم زندگي کن تا اون دنيا کنار عشقت باشي.هيچ عاشقايي توي اين دنيا به هم نرسيدند.شايد باورتون نشه که من يه پسرم.يه پسر فوق اللعاده احساسي.
       Pasebane harame DEL : با سلام ؛ علاقه وابراز محبت حضرت خدیجه (س) آن هم در سن 40 سالگی به رسول اعظم(ص) چیزی نیست که به توان آن را کتمان و یا کار حضرت خدیجه (س) را کاری زشت قلمداد کرد ؛ پس به این نتیجه می رسیم که علاقه دختر به آقا! پسر یک عمل ناپسند نمی باشد ولی دختر خانم برای اینکه از شخصیت و ارزش او کم نشود بهتر است ازفرد مورد اعتماد(با تجربه) کمک خواسته تا بگونه ای به گوش آقا پسر برساند که چنین دختری که گزینه ی مناسبی برای ازدواج هست ؛ نیز وجود دارد..... چون نتوانستم در وقت اندک منظورم را خوب برسانم از کارشناس محترم خواهش می کنم که اگر این پیشنهاد خوب است به صورت روشن آن را توضیح دهند سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج !بودیم و او به ما مشتاق!!
       OOOOOOOOOOOOOOOOOO : جواب داه شده به سوال پسر واقعل بی ربطه که gitare del هم گفته این سوال منم هس اگه جواب دروس حسابی دارین به این سوال خوب جواب بدین
       پرسمان : سوالات خودتان را با مشخص كردن ايميلتان در آدرس زير درج كنيد: http://porseman.org/q/newq.aspx در غير اين صورت امكان پاسخ دهي كامل و جامع وجود ندارد.

       hamid : khaheshan komakam konid man asheghe khahre dostam shodam yani on be man ebraze alaghe mikone man motevaje shodam manam alan hodode 1mahe ke hamash sar dargomam akhe man ono az ghabl dost dashtam alan nemidonam chi kar konam chon dadshehs samimi tarin dostame nemidonam chi kar konam
       پرسمان : دوست عزيز سوال خود را در صفحه زير درج نماييد تا پاسخ به آدرس الكترونيكي شما ارسال شود. http://porseman.org/q/newq.aspx

       ramin a2 : khaheshan komakanm konid khahare yeki az samimi tarin dostam bem ebraze eshgh mikone man ino motmaneam manam asheghesham vli moshkelam in dostame nemidonam chi kar konam
       پرسمان : دوست عزيز سوال خود را در صفحه زير درج نماييد تا پاسخ به آدرس الكترونيكي شما ارسال شود. http://porseman.org/q/newq.aspx

       OOOOOOOOOOOOOOOOOO : وای موضوع مثل اینکه خیلی پیچیده هس اقا ما رد میشدیم گفتیم یه سوالی کرده باشیم برا سلام علیک وگرنه قصد فضولی نداشیم اقا عصبانی نشید فقط قصدمون یه سلام علیک بود . اقا اصلا به من چه عشق کی به وجود میاد اصلا دیدی نیومد سر زا رفت . پایه ازدواج رو هم بتونی میکنیم که دیگه خیال هممون راحت بشه فقط عصبانی نشید
       lonely_son : سلام-من خودم یه پسرم ولی خیلی رک و راست می گم که :دخترا،به پسر جماعت نگین که عاشقش شدین،چون آخوندترین پسرا هم ترجیج می دن که انتخاب کنن،نه اینکه انتخاب بشن،هرچند این جور پسرا میتونن خودشونو کنترل کنن و از انتخاب کردن بگذرن(ولی ریسکه چون کوشش کسی مثل پیامبر)-بعد اینکه به نظرم اگه دختری از پسری خوشش اومد بهترین و عاقلانه ترین راه اینه که عشق و علاقشو آشکار نکنه،فقط توسط یه فرد مطمئن،یه فرد مطمئن،یه فرد مطمئن متوجه بشه که نظر اون پسره در موردش چیه!احساسی نسبت بهش داره یا نه!مطمئن باشین پسر بعد این دیدن و فکر کردن درمورد شما،اگه از شما خوشش بیاد سمتتون میاد و شما به عشقتون می رسین و همچنین اون به عشقش .ممنون
       پرسمان : 

       دختر ایرانی : خب همون طوری که یک پسر از یک دختر خواستگاری میکند چه اشکال دارد که یک دختری که یک پسری را دوست دارد و میداند پسر خوبی است از او خواستگاری کند ؟؟؟؟؟؟؟
       پرسمان : براي يافتن پاسخ سوالتان به آدرس هاي زير مراجعه نماييد:
http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=12616
http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=8725
http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=6598
http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=986


       هادی و سپیده : شرایط هر کسی فرق میکنه من جواب سوالمو نگرفتم...
       پرسمان : دوست عزيز سوال خود را در صفحه زير درج نماييد تا پاسخ به آدرس الكترونيكي شما ارسال شود. http://porseman.org/q/newq.aspx

       دریا.www.My Dream-u.com : سلام.مثل اینکه موضوع اصلی به کل فراموش شده.من به عشقم بعد از 7 سال گفتم که دوستش دارم و اون خیلی راحت قبول کرد وگفت که یکم دیگه صبر کنم تا شرایطش واسه ازدواج جور بشه.البته همه ی پسرا مثل هم نیستن اون درکش بالاست.خودش گفت که قصد داشته اون بهم بگه اما من پیشدستی کردم.به نظر شما کارم زشت بوده؟
       پرسمان : دانشجوی گرامی ، گرچه مطلبی را که در مورد تفاوت های فردی مردان مختلف عنوان نمودید ،تصدیق می نماییم ؛اما از آنجا که شناخت مصادیق این تفاوت ها مهارت شگرفی را می طلبد و ما از داشتن اطلاعات کافی در مورد فرد مورد نظر شما محرومیم ،به ناچار مطالبی پیرامون جوانب مختلف این مسأله به محضرتان ارائه می گردد تا با شناخت بیشتری با مسأله پیش آمده برخورد نمایید. به نظر می رسد کشش ها و اميالي که در قبل از ازدواج به وفور يافت مي گردد به مثابه نقابي مي ماند که جلوي ديد واقع بينانه و منطقي افراد در ارزیابی واقع بینانه شرایط و افراد را مخصوصاً در امر بسیار مهم ازدواج مي گيرد . به عنوان نمونه توصیفات شما نسبت به فرد مقابل این گونه القاء می نماید که انگار شما شناخت کاملی نسبت به فرد مقابل دارید ،در حالی که به نظر می رسد باید در این زمینه محتاطانه تر و با واقع بینی بیشتری برخورد نمایید؛زیرا اگر چنین شناختی از وی داشتید ؛چرا به موضوع علاقه مندی وی نسبت به خود آگاه نشدید؟ در جواب سؤالتان که فرمودید: آیا کار زشتی انجام داده اید یا نه؟ قصد شما برای ازدواج با فردی که احساس خوبی نسبت به او پیدا کرده اید امری طبیعی است ولی شایسته این بود همان طور که شأن و منزلت يك دختر ايجاب مى‏كند تقاضا و اقدام براى ازدواج از طرف مرد صورت می گرفت یا اینکه لا اقل به طور غیر مستقیم و از طریق واسطه ای کار آزموده به این کار مبادرت می کردید. البته توجه به این نکته نیز خالی از وجه نیست که از نظر شرعی و طبق نظر همه مراجع، صرف خواستگارى دختر از پسر (اگر همراه با ارتکاب حرامی نباشد) اشكال ندارد؛ بله اين امر خلاف عرف و آداب و رسوم اجتماعی و خانوادگی است و معمولا باعث هتك حرمت و جایگاه دختر میشود. به هر حال این کاری است که انجام شده ؛لذا دیگر وقت آن نیست که از این زاویه به مسأله مورد نظر بپردازید که کار زشتی انجام داده اید یا نه و ... ،بلکه بهتر است به این موضوع بپردازید که از این به بعد چگونه با این موضوع برخورد نمایید تا آینده خوبی را در ورای این گونه روابط برای خود و طرف مقابل رقم زنید. انسانهايي كه ارتباطات سالم و درستي با ديگران دارند، استرس كمتري را تجربه مي‌كنند و شادتر هستند؛لذا با توجه به ماهیت استرس آفرین گزینش همسر ،پیشنهاد ما این است : همان طور که از شما انتظار می رود با اِعمال كنترل عقلايى بر این گونه احساسات و پرهيز از مخاطراتى كه ممكن است شما را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد،هر چه زودتر فرآیند گزینش همسر را به مسیر طبیعی و معمول عرف جامعه (مشارکت خانواده ها ی طرفین ) برگردانید ؛زیرا مسیری که با آن رو به رو هستید اقتضائاتی را می طلبد که در سایه همراهی مستمر والدین و اطرافیان قابل حصول است . برخی از مواردی که عقلاً همراهی والدین را در مسیر انتخاب و گزینش همسر آینده موجه می نماید عبارتند از: 1-كمبود تجربه : ممکن است گاهي انسان به علّت بي تجربگي ناخواسته دچار اشتباهات فراوان شود .لذا بهره گيري از تجربيات ديگران ،خصوصاً والدین که خواهان سعادت فرزندان خود هستند،مي تواند سبب كاهش بروز اشتباهات شود. 2-آينده نگري: بسياري از ما انسان ها ممکن است هرگاه فعاليتي را آغاز مي كنيم دست به اعمالي بزنیم كه برخاسته از تحريك احساسات باشد؛لذا درباره آينده و عواقب آن كمتر مي انديشيم که گاه ممکن است با مشكلات پيش بيني نشده روبرو شده كه اين خود مي تواند سبب بروز اشتباهات و خطاهاي فراوان شود ؛لذا بهتر این است که از دیده بانانی مطمئن و دلسوز همچون والدین در مسیر ازدواج بهره گیریم . 3-اضطراب و نگراني ای که ممکن است شما را در آینده فرا گیرد ؛لزوم مطلع ساختن خانواده ها را می طلبد ؛زیرا به هر حال این نگرانی وجود دارد که اگر به خانواده ها خبر ندهید و خود از این ماجرا مطلع گردند ،این شیوه از ارتباط را نپسندند و همین موضوع دلیلی را برای مخالفتشان مهیا سازد. 4-از سویی اقدام پسر به خواستگاری از طریق خانواده خود و درمیان گذاشتن این موضوع با خانواده شما اولاً دغدغه و تلاش وی را برای مهیا ساختن شرایط مضاعف خواهد ساخت ،ثانیاً عاملی است در جهت جلب و جذب مشارکت خانواده وی در تسهیل شرایط ازدواج و ... که به هر حال به نفع شما و طرف مقابل تمام خواهد شد و باعث می گردد زودتر هم برسید. نکته پایانی اسلام به پيروانش دستور مي دهد که اگر امکان ازدواج با فرد مورد علاقه شان را داشتند فوراً ازدواج کنند و اگر ندارند به هيچ وجه با او ارتباط برقرار نکنند و حتي در خيال خود هم به او فکر نکنند. حال آیا بهتر نیست که فرد مورد نظر شما حداقل باطرح این موضوع با والدین شما در قالب خواستگاری ،اولین گام را در تهیه این امکان(ازدواج با شما ) د ربستری مناسب و مطمئن بر دارند.

       نازگل : من 1 سال و نیم با یه پسری بودم که 2 سال از خودم کوچیکتره ولی واقعا دوستش داشتم، پسری که خوب و مهربون بود و نماز خون. همیشه میگفت دوستم داره و هر روز بهم زنگ میزد و التماسم میکرد برم باهاش بیرون ولی من سرکار میرفتم و نمیتونستم زیاد برم ببینمش... خلاصه که الان تقریبا 3 ماهه تماسهاش کم شده ... حتی دیگه نمیگه دوستت دارم ... نمیگه برم بیرون ... دیشب بهم گفت از این به بعد به عنوان یه خواهر دوست دارم ... چون من یه انتظاراتی از دوست دخترم دارم که تو نمیتونی اونها رو بر آورده کنی... منم گفتم چرا اینا رو زودتر نگفتی؟؟؟؟!!!! (بارها خودم ازش اینو پرسیده بودمو اون میگفت نه من توقعی ازت ندارم ) . حالا که میبینه بهش عادت کردم اینو میگه و میخواد ولم کنه ... من تا 4 صبح بیدار بودم و فقط گریه میکردم...واقعا به کی میشه اعتماد کرد؟؟؟ تو رو خدا برام دعا کنین و راهنمایی . ممنون . خدا نگهدارتون .
       پرسمان : خواهر گرامی، خوشحالیم که مورد اعتماد شما قرار گرفته‌ایم و توفیق آن را داریم که بتوانیم کمکی در برطرف کردن مشکل شما ارائه نماییم. در پاسخ به سوالی که مطرح کرده‌اید قبل از هر چیز توجه شمارا به این نکته جلب می‌کنیم که: در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است: 1. ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي( به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است. فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد. راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68) 2. ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد. اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است. برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند. در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25) راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30) 3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است. ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است. در این باره گفتنی است: نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. «دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند. شما خوب مى‏دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مى‏باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسه‏هاى شيطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسيارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است.A}بل الانسان على نفسه بصيره{A ؛ M}آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست{M، V}(قيامت ، آيه 14){V. قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد... A}«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان»{A يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند. در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد A}«... ولا متخذي اخدان ...»{A رابطه دختر و پسر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه كه از ديدن و صحبت كردن يكديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يكي از محرمات است. البته ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشكل است و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از اين است در هر حال ما سعي مي كنيم بدبين نباشيم شما هم سعي كنيد سر خود را كلاه نگذاريد. پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت. به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود: 1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند. در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد. این امر در مورد شما به وضوح صادق است. توضیح آن که: یکی از شرایطی که لازم است در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد، توجه به ملاک‌ها و معیارهای انتخاب همسر است. یکی از این ملاک‌ها، تناسب دختر و پسر از جهات گوناگون، از جمله در سن است. توصیه این است که در ازدواج، پسر چند سالی از دختر بزرگ‌تر باشد. این امر بر شیرینی زندگی و استحکام خانواده می‌افزاید و فواید متعددی به دنبال دارد. در حالی که در مورد شما، این شما بوده‌اید که از پسر مورد علاقه‌تان دو سال بزرگ‌تر بوده‌اید، و این به هیچ وجه به صلاح شما نیست و در صورتی که این دوستی منجر به ازدواج گردد، می‌تواند مشکلات متعددی به دنبال داشته باشد. شاید پسر مزبور هم با توجه به همین مطلب از ادامه دوستی با شما منصرف شده است. 2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد. اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت. پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟ دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد. بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد. بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5] 3. افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است. دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند. 4. عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد. 5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد. بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است. 6. محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان این مطلب، به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود: 1. به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟ 2. آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟ 3. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟ 4. آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند. به هر حال، با توجه به مطالبی که عنوان گردید، شما خواهر گرامی، بایستی علاقه به پسر مزبور یا هر پسر دیگری را (به جز از طریق ازدواج و انتخاب همسر) برای همیشه کنار بگذارید. بگذارید دیگران به دنبال شما باشند و از شما برای همسری خواستگاری کنند. اگر بتوانید مدتی با رعایت چارچوب‌های دینی، از روابط دوستانه و خارج از محدوده دین اجتناب کنید، مطمئن باشید که از همسری خوب و دلخواه بهره‌مند خواهید شد. در پایان برای فراموش کردن پسر مورد علاقه‌تان راهکارهای زیر را اراده می‌دهیم: 1. سعی کنید تنها نمانید. اگر دیدید در تنهایی مشغول فکر کردن به ایشان هستید، فورا مکان خود را ترک کنید و به میان جمع دوستان یا اعضای خانواده بروید و با آنان مشغول صحبت شوید. 2. روابطتان را با دوستان همجنس و نیز با اعضای خانواده‌تان خود گسترش دهید. بیشتر با آنان نشست و برخاست داشته باشید. 3. سعی کنید تا حد امکان پسر مزبور را نبینید و کمتر با او برخورد داشته باشید. تلاش کنید در جاهایی که او حضور دارد شما نباشید. 4. برای اوقات خود برنامه‌ریزی داشته باشید و همه اوقات خود را با برنامه‌ریزی دقیق پر کنید. با این کار علاوه بر این که به کارهایتان می‌رسید کمتر به یاد پسر مورد نظر می‌افتید. 5. به طور کلی، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند حتّى الامكان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متكبّرانه داشته باشید نه رفتارى صميمانه. تا دیگر در چنین دام‌هایی قرار نگیرید. 6. مطمئن باشيد اگر در چارچوب ارزش هاي اخلاقي و ديني حركت كنيد و از فكر اين فرد و امثال آن بيرون بياييد فرد مناسب و متناسبتري به سراغتان خواهد آمد و از تنهايي به در خواهيد آمد و با ازدواج با فردي شايسته زندگي بانشاط و سالمي را آغاز خواهيد كرد قرآن مي فرمايد من جاهد فينا لنهدينهم سبلنا يعني اگر كسي در را ما حركت كند و رعايت حلال و حرام كند ما راههاي رسيدن به هدف را به او معرفي خواهيم كرد . بنابراين نگران نباشيد ولي به شرط آنكه در مسير صحيح قرار گرفته و از اين تجربه تلخ درس گرفته و بدانيد به اين افراد هرگز نمي توان اعتماد كرد اين تجربه و هزاران تجربه ديگر كه گزارش آن نزد ما هست حكايت از همين بي اعتمادي مي كند . اين افراد به دنبال هوس راني خود هستند و هرگز دلسوز امثال شما نيستند و چه بسا با چندين نفر ديگر همين معامله داشته باشند كه البته از ديد شما مخفي بوده و هست. 7 در پايان يادآور مي شويم كه به راز و نیاز با پروردگار و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر اهمیت بدهید. به خصوص به نماز جماعت و نماز اول وقت و قرائت قرآن بها بدهید و از خدا برای خوشبختی‌ خود یاری بطلبید. منتظر نامه بعدی شما هستیم. موفق باشید.

       rasheyearash@gmail.com/arash : سلام.تمام مطالب این صفحه رو خوندم.به نظر من کلید این مبحث به شناخت برمیگرده.فهرستوار عرض میکنم: 1-شناخت انسان 2-شناخت من انسان مونث 3-شناخت من انسان مونث باخصوصیات واعتقاداتم 4-شناخت جامعه ام 5-شناخت جایگاه من دختربا این خصوصیات واعتقادات درجامعه ام البته اینهاهر کدوم زیر شاخه های خودشو داره که بنا بر عمق نگاه هرکسی قابل تبیینه تا در نهایت به شناخت 5برسه واونجاست که من.بودنم رو میدونم و شدنم رو میتونم ترسیم کنم وبراساس اون رفتارم رو تنظیم میکنم. این جوابی که به این خواهرمون داده شده بر اساس یه شناخت صحیح از منظر اسلامه ولی نکته اینجاست که ما نه انسانهای کاملی هستیم ونه جامعه ما یه مدینه فاضلس وقضیه دل خیلی وقتا فراتر از مرزهای عقل ومنطقه.نتیجه اینکه راه حل کاربردی ارایه نشده وبیشنهادمن به این دوستمون وسایر کسانی که بااین مشکل مواجهن اینه که اگه میتونن به این جواب عمل کنن وگرنه خودشون به اون شناختهای بنجگانه فکر کنن وبرسن مطمینم که انشاالله بهترین تصمیم رو خواهید گرفت چون ایمان دارم شماها نسل فوق العاده باهوشی هستین.با عرض معذرت به خاطر اطاله کلام.والسلام
       ترانه : حس می کنم متنی که نوشتید برای جوانان دهه 40 کاربرد دارد نه 80...
       milad eshghe,com : be nazare man ziyad jaleb nabod
       fereshte_darabi@yahoo.com : متاسفانه شما حتي الفباي روابط بين دختر و پسر را هم نمي دانيد.پس چرا اصرار به زدن سايت در اين باره داريد؟
       یاسمین.mega_star : جواب سوالم رو نگرفتم از هر چی صبت کرده الی موعضوی مورد نظر
       reza-sh : azizan man ba ghesmati az in matlab moshkel daram,nazare shakhsiye man ineke tamame badbakhtihaye ma javuna az nabudane azadiye motlagh dar keshvaremun hast hamun azadiyike dar jahane gharb hakem hast,yani enghadr bayad ensan azad bashe ke khodesh baraye khodesh tasmim begire na digaran,aksare javunaye emruzi be khatere rafe niyaze jensiyeshub dast be ezdevaj mizanand va hamin kar ham baes mishe darsade besiyar ziyadi az zendegiha be talagho khodkoshiyo avaghebe jobran napazir khatm beshe,,,,AZATUN KHAHESH MIKONAM KAMI BAZ FEKR KONID DIGE DOREYE 1400 SALE PISH NIST ALAN GHARNE 21 HAST VA ZENDEGIHAM HAMCHENAN EDAME DARE IN TARZE FEKREMANO SHOMAST KE AYANDAMUNO MISAZE,,HICH GHESMATI VOJUD NADARE,,MA BATASMIMATEMUN ZENDEGIMUN RO MISAZIM,,agar javuni be khatere sex va rafe niyaze jensi ezdevaj nakone hich vaght moshkeli pish nemiyad,,ezdevaj yani moshtarak shodan dar tamame marahele zendegi,,,,AYA TABEHAL FEKR KARDID AGE BAKASI EZDEVAJ KARDID AGAR UN SHAKS DOCHARE YE NO BIMARIYE LAALAJ SHOD AYA MITUNID TAHAMOLESH KONID YA UN SHAKHS RO MESLE YE DASTMALE KOHNE DUR MINDAZID INJASTKE MANIYE ESHG BE HAMSAR VA EZDEVAJ MANIPEYDA MIKONE,,FEKRHAYE GHADIMI RO BE SURATE GHADIMI NEGAH NAKONID BALKE TAMIMESH BEDID BE ZAMANI KE DARID ZENDEGI MIKONID . MATLABE DIGE INEKE MAN BA NUSHIDANE SHARAB KOLLAN MOKHALEFAM VA KHODAM TAHALA LABBEHESH NAZADAM VALI NAZARE MAN INEKE MA ENSANHA MITUNIM HARCHIZI RO BE HARA ANDAZEI KE BEKHAHIM MASRAF KONIM YA AZASH ESTEFADE KONIM,,IN KAMELAN BE KHODE ENSAN BASTEGI DARE MAN YE ZAMANI SIGAR MIKESHIDAM VA KHEYLI HAM NEMIKESHIDAM VALI TASMIM GEREFTAM GHATESH KONAM,BE HAMIN SADEGI hame chiz az in ensan barmiyad,,azizan hamegi movafagh bashid darbareye chizi ke mikhahid tasmim begirid khub fekr konid az digaran nazar beporsid va dar nahayat tasmime akhar ro khodetun begirid. TAMAME BADBAKHTIHAYIE KE MIKESHIM TAGHSIRE KHODE MAST VA LAGHEYR. REZA HASTAM DANESHJUYE RESHTEYE MOHANDESIYE BARGH
       babak_s2009 : عالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي بود%‌ % %
       maryam : سلام به نظر من عشق قبل از ازدواج خیلی بهتره البته درصورتی که واقعا عاشق هم باشن وبه خاطر شخصیت واخلاق همدیگر رو دوست داشته باشن درمورد ابراز علاقه دختر به پسر هم باید بگم کاملا اشتباهه این چندتا دوست هم که پیشنهاد دادن به پسرا واقعا اشتباه کردن خیلی اون پسرا نمی دونن که شما دوستشون داری فکر میکنن بخاطر تمایل جنسی هستش اگه اون پسرا جواب منفی دادن حقشون بوده چون پسرا دوست دارن انتخاب کنن bye
       پرسمان : 

       ali : سلام خسته نباشيد خطوط كوچكند و نزديك به هم موفق باشيد
       نسخه خطي : من كه پسرم ولي اگه دختر بودم و عاشق يه پسر مي شدم يه جورايي حالييش مي كردم....البته به شرطي كه سرش به تنش بيرزه
       پروانه : اصلا خوب پاسخ داده نشده بود درواقع هیچوقت خوب و عملی به این جور سوالات پاسخ داده نمیشود و همیشه طفره میروندوبا محدود کردن جوانان و گیج کردن انهاست که این همه مشکل و روابط نادرست در جامعه هست و مشکل ازدواج جوونا حل نشده
       tarane : ولي من بايد يه چيزه ارز كنم كه ديگه بعضي از ما دخترا شورشو در آورديم به خودتون نگاه كنيد ببينيد دروغه يا راست !! من كه يه عشق دارم وعاشقشم هستم .thanks
       پرسمان : 

       707 : میگم نمیشه یه کم روان تر حرف بزنید که آدم حوصله کنه بخونه؟ راستش من هم با این خانم هم دردم . اما یه چیزی جلوی ابراز محبتم را میگیره . نمی دانم چی بگم . درد وحشتناکیه! شاید همه این مشکلات را زمان حل کنه.
       نینا : من یه سوال دارم؟ چطوري ميشه پسري که مورد توجه همه دختراست عاشق خودم کنمو بشه مال من؟ ميشه بگيد چرا همش رابطه جنسي بين دختر و پسرو نفي مي کنيد؟ دو نفر که همديگرو دوست دارن به اين رابطه نياز دارن.
       پرسمان : پرسشگر گرامي!
الف، ازدواج مهمتر از آن است که بخواهيد تکليف آن را در کوچه و خيابان و در برخوردهاي خود با جنس مخالف روشن کنيد. در ازدواج دختر يا پسر لازم است خانواده او نقش مستقيم داشته باشند. اولا اين که دخترها به يک پسر نظر دارند، همه آنها اشتباه مي‌کنند و حتي يکي از آنها هم که بتواند از اين طريق با او ازدواج کند، معلوم نيست ازدواج موفقي داشته باشد. ب: مهم‌ترين عامل وضعيت به وجود آمده براي شما آن است که راه تحريک جنسي را باز گذاشته‌ايد و به فشار آن مبتلا گشته‌ايد. در اين حالت، ديگر نمي‌توانيد خود را کنترل کنيد و مدام به آن مي‌انديشيد و حتي به چيزي که خودتان هم ناپسند مي‌دانيد يعني رابطه جنسي با نامحرم، ابراز تمايل مي‌کنيد. در اين حالت، هر آن احتمال فرو افتادن در گناه براي شما وجود دارد و به سوي نابود کردن عاقبت خود حرکت مي‌کنيد. لذا توصيه اکيد مي‌کنيم به گناه فکر نکنيد، رابطه‌تان را با پسرها تا حد امکان محدود کنيد و در غير مورد ضرورت، با آنان گفتگو نکنيد. رفتاري صميمانه و دوستانه با آنان نداشته باشيد. حجاب کامل را در مقابل نامحرم حفظ کنيد و از جلوه‌گري در مقابل نامحرمان اجتناب نماييد. به امور شهواني و جنسي فکر نکنيد. سعي کنيد با دوستان متدين و پرهيزگار رفت و آمد داشته باشيد. به عبادت و راز و نياز با خداوند بيشتر اهميت بدهيد و از خداوند بخواهيد نياز شما را هر چه زودتر برطرف نمايد.
ضمنا خواهشمند است برای درج سؤالات خود از این صفحه استفاده فرمایید:
http://porseman.org/q/newq.aspx
موفق باشيد.


       یک بدبخت : ببخشید ولی خیلی چرت و پرت گفته اید! آخه من دختر که به خاطر نجابت یک پسر عاشقش شده ام مطمئنم پسر خوبیه از طرفی اگه یک همکلاسی دور باشه من چطور این وسط آشنا پیدا کنم که بهش بگند بیا برو با این دختر ازدواج کن. راحت بگید دخترا باید بسوزند و بسازند تا یکی که دوستش ندارند بیاد باهاشون ازدواج کنه بعد هم تا آخر عمر عقده ی عشقشون رو داشته باشند. والسلام
       مریم : سلام من دختری 21ساله وبدبخت تر از همه شماهام چون بعداز اینکهاحساسمو به پسره گفتم اون گفت منو نمیشناسه با اینکه خانوادمون هم همدیگرو خوب میشناسن ولی چیزیکه باعث شد من پسررو دوست داشته باشم خودش بود نگاهاشوورفتارش حتی الان هم اینطوریه شایدهم از گذشته بیشتر حتی خواهرامم از رفتارش یه چیزایی میدوننو بم تیکه میندازن.موندم چرا رفتارش باهام اینطوره.البته اینو بگم همه مث خودم میگن پسره خوب و متینو...راستی بعداز اینکه گفت نمیشناسمت گفت که توزندگیم دختر دیگه ای نیست وموقعیتم داغونه ولی حلا 8ماهی از جواب دادنش بم گذشته تواین مدت کاری میکنم که نبینمش به حالت قهر نگاش میکنم ولی نگاه اون از قبل هم بدتر شده. ترو خدا شماها نظرتونو بدین مخصوصا پرسمان با تشکر
       پرسمان : خواهر گرامي، در رابطه با سوال شما لازم است به نکات زير توجه کنيد:
الف: ازدواج يکي از مهم‌ترين اتفاقاتي است که در زندگي انسان روي مي‌دهد. از اين رو لازم است با آن عاقلانه و منطقي برخورد کرد و از احساسات و برخوردهاي نپخته و نسنجيده اجتناب نمود.
ب: يکي از موانع انتخاب صحيح در ازدواج، علاقه به فردي از جنس مخالف قبل از بررسي صلاحيت يا عدم صلاحيت وي براي همسري است.افرادي که به اين صورت براي خود همسر انتخاب مي‌کنند در بسياري از موارد با مشکلات عديده‌اي در زندگي خانوادگي مواجه مي‌شوند چون در انتخاب همسر تنها به خواسته دل خود توجه کرده‌اند و به معيارهاي لازم در انتخاب همسر توجهي نداشته‌اند.
ج: معمولا در فرايند خواستگاري اين پسرها هستند که به خواستگاري مي‌روند. خواستگاري دختر از پسر هر چند گناه نيست اما بايد به اين نکته توجه داشت که دخترها طاقت شنيدن پاسخ منفي از سوي پسر را ندارند و به شدت آشفته مي‌شوند.
د: شما تنها در صورتي مي‌توانيد به تمايل پسر مورد نظرتان به ازدواج با شما مطمئن باشيد که رسما و از طريق خانواده خود، شما را از خانواده‌تان خواستگاري کند. نحوه نگاه و توجه وي به شما به هيچ وجه نشان دهنده ميل وي به ازدواج با شما نخواهد بود. بخصوص که به گفته خودتان، پاسخ وي به شما بسيار نااميد کننده بوده است. لذا توصيه مي‌کنيم سعي کنيد او را فراموش کنيد و به ازدواج با او نينديشيد، به نگاه‌هاي او توجه نکنيد و در ذهنتان هم فکر ازدواج با او را نپرورانيد. همچنين در مقابل او جلوه‌گري نکنيد و نگاه او را به سوي خود جلب نکنيد چون اين کارها تأثيري در ميل او به ازدواج با شما ندارد و تنها تأثير آن، افزايش ميل جنسي وي و هوسبازي او با شما خواهد بود. نکته آخر اين که مراقب باشيد خواستارانتان را به اميد واهي ازدواج با او رد نکنيد و خود را دچار مشکل نسازيد. موفق باشيد.
خواهشمند است برای درج سؤالات خود از این صفحه استفاده فرمایید:
http://porseman.org/q/newq.aspx


       behrooz.deniro : از لحاظ انسانی واخلاقی وحقوق بشر و... هر کسی حق داره با فرد مورد علاقش ازدواج کنه و محدودیتهایی هم که تو این جامعه سنتی ما هست امیدوارم با گذشت زمان حل بشه
       محمود m.rostamian63@ymail.com : پرسش و پاسخهای خوبی بودن و استفاده کردم تقریبا میشه گفت به اکثر مسائلی که میتونه بین یه پسر و دختر به وجود بیاد پرداخته شده بود و پسر و دختر میتونن با خوندن این پرسش و پاسخ جواب خیلی سوالات خودشونو بگیرن و توی این ارتباطهای به وجود اومده عاقلانه پیش برن و تسلیم احساس نشن . بازم ممنون
       محب با استاد یعنی معلم : سلام دوستم ارزو دارم که خوب باشین دوستم من یک استاد که دوشییزه است دوستش دارم خیلی حیرانم نمی دانم چی کنم لطفا به ایمل مه پاسخ انرا روان کنید. تشکر
       پرسمان : دوست گرامي شما مي توانيد بين پرسش و پاسخ هاي قبلي، پاسخ سوال خودتون رو بيابيد: http://porseman.org/q اگه باز هم سوال داشتيد در صفحه زير درج كنيد: http://porseman.org/q/newq.aspx

       صالح : از نظر من اگه پرسمان یکم جواباشو کوتاه تر کنه خیلی بهتره. هر کی موافقه نظر بده.
       قاصدک : سلام.مطلب خوب بود ولی در جواب سوال مورد نظر نبود.من خودم دانشجو هستم و به پسری از رشته ی دیگری علاقمندم و واقعا نمیدونم چطور ابراز علاقه کنم در حالی که ترم اخر هستم و فرصت زیادی ندارم.
       پرسمان : لطفا توي صفحه زير سوالتون رو درج كنيد تا پاسخ به آدرستون ارسال بشه: http://porseman.org/q/newq.aspx

       دل خسته : براي منم يه همچين اتفاقي افتاده واون پسر حتي بهم گفته بهش جسارت كردم! بدون تعارف ميگم پسرا واقعا بي جنبه اند از اينجا داد ميزنم وميگم آي پسرا خيلي خودخواه وبي جنبه ايد!! والسلام.
       كوثر : به نظر من ابراز علاقه ي يه دختر به پسر كاملا اشتباهه چون پسرا دلشون مي خواد كه خودشون بيان جلو و اگر يه دختر بره جلو فك مي كنن جلفه و تا دلتون بخواد خودشونو براتون مي گيرن پيشنهاد خواهرانه ي من اينه كه بذاريد اونا بيان جلو و اگر هم نيومدن بدونيد لياقت شما و عشقتونو نداشتن مي دونم سخته اما هر چي باشه از سبك شدن خيلي بهتره من خودم يكي و دوست داشتم اما غرورم اجازه نداد كه برم جلو.البته اونم نيودم آ.اما الان خيلي خوشحالم.با كسي هم رابطه دارم كه همديگرو خيلي دوست داريم.يعني اون خودش اومد جلو.باورتون نمي شه اخلاقاش چقدر به دلم مي شينه دعا كنيد بهم برسيم چون خيلي همديگرو دوست داريم اما يه چيز ديگه هيچ وقت حسرت يه پسرو نخوريد (((هيچ وقت))) پاينده باشيد
       z-r : به نظرمن اگه به پسراابراز علاقه کنی خیلی به خودشون مغرورمیشن وجنبشوندارن البته بعضیاشون
       دوست : من اين كارو يك بار انجام دادم و هرگز دوباره اين كارو نخواهم كرد به نظر من نبايد دختر به پسر ابراز علاقه كنه چون تو جامعه ي ما متاسفانه فرهنگ اين كارا كمتر ديده مي شه و نبايد خودتو درگير اين مسايل كني برات دردسر درست مي شه مگر اينكه طرف مقابلت آدم فرصت طلبي نباشه و بعدا اذيتت نكنه كه البته تشخيص اينكه اون اينجوري باشه واقعا كار سختيه پس بهتر قيدشو بزني .
       فیروزه : من تنها به یک چیزی فکر میکنم . صرف نظر از اینکه دختر یا پسر هستی فرض کن که یک نفر رو دوست داری و به خاطر غرور و ترس و تردید و یا هر چیز دیگه نمی تونی احساست رو ابراز کنی. اگر یک ساعت دیگه زنده نباشی چی؟ آیا پشیمون نمیشی که چرا احساس قلبی تو با جسمت دفن بشه و اون عزیزترین فردی که دوستش داری هیچ وقت نفهمه . قصدم دوستی یا ازدواج نیست. فقط از این میترسم که حق خودم رو نسبت به خودم و احساسی که فکر میکنم پاکه ادا نکرده باشم. از پسرایی که با ابراز عشق دختر به پسر مخالفن یه سوال دارم . اگر یه دختری با این نیت بیاد جلو و فقط هدفش ابراز احساسش باشه ُآیا باز هم سرزنشش میکنید که چرا با استانداردهای جامعه پیش نرفته و یا اینکه شجاعتش رو تحسین میکنید؟
       akbar20sale@yahoo.com : سلام دوستان مطالب كل اين صفحه رو خوندم . در كل حرف هاي جالب و قشنگي بود.بعضي از خانم هاي گرامي تر و خوشك به هم يكي كردن و همه ما پسر را رو يكي دونستند.راستش حرف هاي زياد ي هست كه بايد بگيم ولي خلاصه مي‌کنم . يكي اينكه باور كنيد جناب آقاي عزيزي مشاور عزيز بنده خودم 23 سال دارم و تا حالا به خودم اجازه ارتباط با جنس مخالف رو ندادم راستش به راحتي مي تونستم با دخترا دوست بشم و متسفانه علاقه ان ها را در خودم به واضح مي ديدم ولي به خاطر شايد يه نمه مذهبي بودن و دانستن عاقبت دوستي مانند اين كه خود به خود اين دوست داشتن به طرف ارتباط جنسي يا سكس بكشه خيلي خودم رو کنترل كردم امام باور کنيد فشار زيادي (روحي و رواني) به خاطر احساس شديد رابطه به جنس مخالف داشتم رو تحمل كردم و از خدا ميخوام كه كمك كنه تا متعهل شدن ياري كنه.نوجواني و جواني دوران خيلي سختيه .خدا خودش کمک كنه بتونيم اين دوران رو با اين همه وسايل و امكانات گناه بدون دردسر و گناه كم طي كنيم (راستش من دانشجوي رشته كامپيوترم و از همه امكانات چه دنياي نامرد وب و كامپيوتر و هر وسيله ديگه سر در مي يارم ).شايد بعضي ها اين مطالب رو بخونن بگم آدم مثبتي هستم و لي در ظاهر هم منم مثل شماها جوونم و هزار ميل دارم و به غير خدا دلگرمي ندارم و مي دونم بار گنام خيلي زياده ولي باز اميدم رو از دست نمي دم .آرزو دارم دوستان خوبم اگه به مشكلي تو زندگي بر مي خورن اعتماد و توكل يه خدا رو از دست ندن و مطمئن باشند اگه با خدا باشند ديگه غمي رو حس نمي كنند . مشکلات زندگي رو سخت نگيريم و بدوننم خدا بنده هاي خوبش رو اگه زياد دوست داره بيشتر بهش بلا ميرسونه اين رو از خودم نمي گم بلگه روايت از يكي از ائمه هاي عزيزمون است .يا حق....

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نشاني ايميل:  
      

 



مناسبت ها

شنبه 9 مرداد 1389


روز اهداي خون


ويژه





















بازديدها

کاربران برخط:  77

صفحه اول:  1732359

مقالات:  1508931


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است