* من ديروز در اجتماع عمومى مردم راجع به اعتماد به نفس مطالبى گفتم. مخاطب اصلى و اولى شمائيد. آنى كه ما به شدت نيازمند اعتماد به نفس او هستيم، قشر جوان ماست؛ بخصوص قشر جوان اهل علم و فرزانه و بالقوه اداره كنندهى بخشى از آيندهى اين كشور؛ چه اداره كنندهى علمى، چه اداره كنندهى سياسى، چه اداره كنندهى عملى و اجرائى. اين قشر بايد توصيهى به اعتماد به نفس را - كه من ديروز به صورت گذرا گفتم و امروز ميخواهم قدرى بيشتر دربارهى آن حرف بزنم - درست به گوش بشنود و از اعماق دل بپذيرد و در همهى فعاليتهاى خود آن را محور و ملاك قرار بدهد.
چرا من مسئلهى اعتماد به نفس را اصلاً مطرح ميكنم؟ مگر در كشور چه اتفاقى افتاده كه بنده اصرار دارم روى اعتماد به نفس ملتمان يا جوانانمان تكيه كنم؟ توضيحى وجود دارد. ملت ما بر اثر انقلاب، بر اثر دفاع مقدس، بر اثر تأثير شخصيت ويژهى امام - كه حالا بعد اگر انشاءاللَّه يادم ماند، اشاره ميكنم كه در ايجاد اعتماد به نفس ملى، شخص امام و عناصر تشكيل دهندهى شخصيت او، يكى از بيشترين تأثيرها را داشت - و بر اثر پيشرفتهاى گوناگون، امروز به يك نصاب قابل قبولى از اعتماد به نفس دست يافته است. بيم آن هست كه در عرصهى جنگهاى روانى و تبليغاتى و به اصطلاح جنگ نرم بين ما و دشمنانى كه بسيار اصرار بر ادامهى اين نبرد دارند، اين اعتماد به نفس يا خدشه پيدا كند، تضعيف بشود، متزلزل بشود يا لااقل در حدى كه ملت ما به آن احتياج دارد، پيش نرود. ما در نيمهى راهيم. من به عيان مىبينم كه در ذهن و زبان و عمل بسيارى از برجستگان كشورمان اين اعتماد به نفس هنوز به حد نصاب لازم نرسيده.
*
ما آن دوندهاى هستيم كه بايد برسيم به خط پايان؛ بايد برسيم به خط بُرد. دائم بايد بدويم. اينجا شما روى پلاكارد نوشتهايد در سال 1404 ايران كشورى است توسعهيافته. دنبالهى چشمانداز اين است كه از كشورهاى ديگر در منطقه بايد از لحاظ فناورى و چه و چه و چه جلوتر باشد. شما خيال ميكنيد كشورهاى ديگر همينطور ايستادهاند كه ما جلو برويم، آنها حركت نكنند؟ آنها هم دارند حركت ميكنند. مسابقهى دوندگى است، مسابقهى دو است. اگر وسط راه همت من و شما سست شود، اگر اميدمان كم شود، اگر خيال كنيم كه آقا فايدهاى ندارد، خب نميرسيم. من از اين بيمناكم؛ لذا راجع به اعتماد به نفس ميخواهم صحبت كنم.
* من اول راجع به اهميت اعتماد به نفس چند جملهاى عرض بكنم. اعتماد به نفس ملى كه بايد در نخبگان يك كشور بروز كند، مهمترين تأثيرش اين است كه حالت انتظار كمك و دستگيرى از ديگران را از انسان ميگيرد. ملتى كه به خودش اعتماد ندارد، هميشه منتظر است براى او چيزى فراهم كنند و به او بدهند. وقتى منتظر بوديد برايتان غذاى آماده بياورند، ديگر غذا درست نميكنيد؛ غذا درست كردن هم بلد نميشويد. اين يكى از خطرات عمده است، خيلى هم واضح است؛ يعنى چيز فلسفىِ پيچيدهى مشكلى نيست. اما همين شىء واضح و سازوكار واضح براى عقب ماندگى كشور، گاهى از نظر ماها مورد غفلت قرار ميگيرد.
* در دوران دفاع مقدس، اوائل كار، بخصوص بچههاى سپاه و بسيج واقعاً چيزى نداشتند؛ سلاح لازم را نداشتند؛ عمدهى سلاحشان همين كلاشينكف بود؛ يك تفنگ انفرادى. نميشد با اين سلاح جنگيد؛ لذا به فكر افتادند. خود اين به فكر افتادن، بابهائى را به روى آنها باز كرد. من توصيهام به جوانهاى عزيز اين است كه شرح حال سرداران شهيد را بخوانيد. در لابهلاى حرفهاى اينها، حالا يك بخشهائى عاطفى و معنوى و اينهاست - كه آنها هم به نوبهى خود منافعى دارد - اما بخشهائى هم بخشهاى تجربىِ كارهاى اينهاست كه در ميدان جنگ چگونه عمل ميكردند. من بارها گفتهام كه در دوران جنگ، ما بايستى آر.پى.جى هفت را به صورت قاچاقى با پولِ چند برابر از كشورهاى ديگر مىآورديم و نهايت سختى را متحمل ميشديم؛ پولِ چند برابر هم ميداديم تا يك تعداد سلاحهاى ابتدائىِ اينطورى را به دست بياوريم. نتيجهى آن تجربهها و اعتماد به نفس اين شد كه ملت ايران به جائى برسد كه سلاحهائى كه خودش توليد ميكند، در منطقه بخشىاش درجهى يك و بى نظير باشد، بخشى هم كم نظير باشد. اين به خاطر همين نياز بود؛ چون به ما نميفروختند، چون به ما نميدادند. ما احساس كرديم كه بايد به خودمان تكيه كنيم. جوانهاى ما به خودشان تكيه كردند. اين تكيهى به خود، استعدادها را جوشاند. اين جوشش استعدادها فراورده دارد؛ فراوردهها هر يكى چندين دنباله دارد. اين در همه جا هست. اين اعتماد به نفس، هم در كشفيات هست، هم در علم هست، هم در ساخت و توليد هست، هم در الگوى توسعه هست.
* يكى از راهها - كه اين راه سوم را هم غربىها بشدت در اين سالها دنبال كردند - مسئلهى هوچيگرى است؛ هوچيگرى مطبوعاتى. آدم خيال ميكند كه هو كردن افراد مال محدودههاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخير، در سطح بينالملل يكى از كارهائى كه بسيار رايج است، هوچيگرى است؛ هوچيگرى رسانهاى. امروز امكانات رسانهاى هم فراوان است.
* من از اينكه اين هوچيگرىها اثر مطلوب آنها را بگذارد، نگرانم. اينكه راجع به اعتماد به نفس حرف ميزنم، يكى از عللش اين است. اين هوچيگرىها اول در چهار نفر به اصطلاح نخبههاى ما اثر بگذارد، از طرف ملت ايران احساس شرم كنند در مقابل آن هتاك غربى، و آنها شروع كنند به حمله كردن؛ اعتماد به نفس ضربه بخورد. توجه داشته باشيد كه اين هوچيگرىها يكى از شيوههاى سهگانه براى متزلزل كردن اعتماد به نفس يك ملت است.
* پروردگارا ! آيندهى اين كشور را كه به دست اين جوانها ساخته خواهد شد، از امروز و گذشتهى آن بمراتب بهتر و زيباتر قرار بده.
سخنراني رهبر عزيز در جمع دانشجويان يزد
|